تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
واحد خواهد بود . نتيجه اين شد كه « حذر » يعنى قبول نمودن قول منذرين ، واجب مىباشد . وجه دوّم : ( الثّانى انّ ظاهر الآية وجوب الانذار . . . ) علّت غائى هر واجبى واجب مىباشد نفر و كوچ كردن بدون شك و ترديد واجب است چه آنكه « لو لا » تحضيضيّه كه براى تهديد و سرزنش ( چرا كوچ نمىكند و از هر قبيله عدّهء ) مىباشد ، ظهور در وجوب نفر و كوچ كردن دارد . كوچ كردن بخاطر تفقّه و انذار مىباشد بنابراين كوچ كردن واجب است و تفقّه و انذار كه دوتا غاية و علت غائى براى كوچ كردن است ايضا واجب مىباشد و وقتى كه انذار واجب باشد وجوب حذر ( باصطلاح ) سرشاخش مىباشد اوّلا به اين خاطر كه حذر ( قبول كردن قول منذر ) علّت غائى براى انذار است و علّت غائى واجب بدون ترديد واجب خواهد بود ( فانّ الغاية المترتّبة على فعل الواجب ممّا لا يرضى الامر بانتفائه ) آمر هيچ‌گاهى به منتفى شدن و ترك غايتى كه بر فعل واجب مترتب مىشود ، رضايت نمىدهد ( سواء كان من الافعال . . . ) غاية واجب يا از افعالى است كه مورد تعلّق تكليف باشد كه حذر و قبول خبر ، مورد تعلّق تكليف و وجوب مىباشد و يا مثلا مولى مىفرمايد : ( ادخل السّوق و اشتر اللّحم ) اشتراء لحم مورد تعلّق وجوب مىباشد و يا متعلّق تكليف نباشد مانند ( تب لعلّك تفلح ) « توبه كن شايد رستگار بشوى » رستگارى از امورى نيست كه تكليف به آن تعلّق بگيرد بلكه از آثار عقلى است كه بر توبه مترتب مىشود و همچنين دخول در جنّت به اسلام آوردن و متذكّر شدن و ترسيدن به قول ليّن ، مترتب مىشود و متكلّم راضى به عدم ترتّب آنها نمىباشد . و ثانيا با وجوب انذار اگر قبول و حذر واجب نباشد وجوب انذار لغو خواهد شد نظير اين مطلب مطلبى است كه مرحوم شهيد در كتاب مسالك استدلال نموده است : از آيه
( وَ لا يَحِلُّ لَهُنَّ أَنْ يَكْتُمْنَ ما خَلَقَ اللَّهُ فِي أَرْحامِهِنَّ . . . )
« بر زنها كتمان آنچه را كه خداوند در رحمهايشان آفريده حرام