منطوق آيه بيرون مىگردد چه آنكه مسئله ارتداد با ظن و اطمينان باثبات نمىرسد و نياز به علم و يقين و شهادة عدلين دارد .
( و من جملة الآيات قوله تعالى فى سورة التّوبة
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ . . .
ج ص 126 ، س 19 ، ق ص 78 ، س 12 )
« شايسته نيست مؤمنان همگى ( به سوى ميدان جهاد ) كوچ كنند ، چرا از هر گروهى طايفهاى از آنان كوچ نمىكنند و ( طايفهاى بماند ) تا در دين ( و معارف و احكام اسلام ) آگاهى پيدا كند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را انذار نمايد تا بترسند و خوددارى نمايند » .
قبل از استدلال به آيه نفر توجّه به اين نكته لازم است كه مفسّرين در تفسير آيهء نفر اختلافنظر دارند و شيخ طبرسى وجوه ثلاثهاى را در رابطه با تفسير آيه نقل كرده است .
وجه اوّل : پس از صدور فرمان جنگ ، مؤمنان نبايد همگى بسوى جهاد بيرون روند و پيامبر ( ص ) را تنها بگذارند بلكه عدّهء بايد همراه پيامبر ( ص ) باقى بمانند و قرآن و احكام الهى را تعلّم نمايند و به رزمندگانى كه از جبهه برمىگردند ياد بدهند و از نزول آيات آنها را مطّلع سازند . بنابراين تفقّه و انذار وظيفهء كسانى مىباشد كه همراه پيامبر ( ص ) در مدينه باقى ماندهاند ، مؤيد وجه اوّل سياق آيه است چه آنكه آيات قبلى راجع به جهاد سخن مىگويند .
وجه دوّم : مسئله تفقّه ( احكام و با فراگرفتن ) و انذار ( و براى ديگران بازگو كردن ) وظيفهء كسانى است كه بسوى جبهه كوچ مىكنند و در جبهه نشانههاى قدرت الهى را مىبينند و بصيرت در دين پيدا مىكنند و بايد در موقع مراجعت به بازماندگان انذار نمايند يعنى قوم خود را بترساند و از نصرت الهى به آنها گزارش نمايند .
وجه سوّم : مسئله تفقه و انذار وظيفهء نافرين و كوچكنندگان است به اين