كسانى كه از ارتكاب گناه كبيره دورى مىجويند و همچنين مرتكبين گناه صغيره همه و همه داخل در مفهوم آيه نباء مىباشند و ايراد شماره هشت بىاساس خواهد بود .
و ثانيا ( مع انّه يمكن فرض الخلوّ . . . ) يعنى جواب دوم از ايراد مذكور اين است برفرض كه بپذيريم مراد از فاسق « مطلق خارج از اطاعة اللّه » مىباشد و لكن درعينحال مفهوم آيه منحصر به معصومين و تالى تلو آنها ( ع ) نمىباشد و بلكه غير از معصومين و تالى تلو آنها ( ع ) خيلى از كسان ديگر داخل در مفهوم آيه خواهند بود مانند كسانى كه از گناهان گذشتهشان استغفار نمودهاند و اينها بدون ترديد بىگناه و مبرّا از گناهان كبيره و صغيره مىباشند و داخل در مفهوم آيه بوده و خبرهاى آنها واجب التّبيّن نخواهد بود .
( و به يندفع . . . ) بعضىها معتقدند بر اينكه گناه و تمرّد در مقابل عظمت الهى كوچك و بزرگ ندارد و هر گناهى كبيره است و گناهى بنام صغيره نداريم حتى بنابراين قول ايضا ايراد مورد بحث وارد نمىباشد چه آنكه بين مخبرين زيادند كسانى كه از معصومين ( ع ) و تالى تلو آنها ، نيستند و درعينحال مصداق فاسق نباشند ( و امّا احتمال فسقه . . . ) اين عبارت جواب از سؤال است كه شخص تائب ( توبهكننده ) گرچه در سايه توبه از همه گناهان كبيره و صغيره مبرّا است و لكن احتمال داده مىشود كه در همين خبرى كه بعد از توبه گزارش نموده كاذب باشد و بر اثر كذب يكى از مصاديق واژه « فاسق » واقع شود . در پاسخ بايد گفت :
احتمال مزبور لطمه و ضررى وارد نمىسازد چه آنكه ظاهر آيه
( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ . . . )
اين است كه فسق مخبر پيش از اين خبر ثابت باشد نه آنكه فسق مخبر به وسيله كذب در اين خبر تحقق يافته باشد ( فالمفهوم يدلّ . . . ) خلاصه كلام مفهوم آيه نباء بر قبول خبر غير فاسق دلالت دارد و منظور از فاسق كسى است كه فسقش پيش از اين خبر و با صرفنظر از اين خبر و احتمال فسق مخبر بتوسط