( و كانّ هذا الايراد مبنى على ما تقدم . . . ) ايراد مذكور بر مطلبى كه در سابق بيان گرديد مبتنى مىباشد و آن مطلب اين است كه وجوب تبيّن واجب نفسى باشد نه غيرى و معناى آيه اينچنين است كه همانند نماز صبح تبيّن در خبر فاسق واجب است و در خبر عادل تبيّن واجب نمىباشد و بلكه در مورد خبر عادل يا بايد بدون تبيّن قبول نمود و يا بدون تبيّن رد نمود و اگر بدون تبيّن مردود باشد ، لازم مىآيد كه عادل در رتبه پائينتر از رتبه فاسق باشد بنابراين بايد خبر عادل را بدون تبيّن قبول نمود .
( فثبت المدّعى » حجيّت خبر عادل باثبات مىرسد .
پاسخ از ايراد ششم :
( و قد عرفت ضعفه . . . ) در گذشته بيان گرديد كه تبيّن واجب شرعى و غيرى مىباشد يعنى عمل بخبر فاسق مشروط بتبيّن است و عمل بخبر عادل چنين شرطى ندارد و در مورد خبر عادل امر دائر بين قبول بدون تبيّن و توقف نخواهد بود چه آنكه تبيّن شرط عمل است و در مورد خبر عادل به حكم مفهوم آيه ، اين شرط منتفى مىباشد و بىدرنگ بايد بخبر عادل عمل نمود .
( و منها انّ المسألة اصوليّة . . . ج ص 124 ، س 13 ، ق ص 77 ، س 4 )
ايراد هفتم بر استدلال به مفهوم آيه نباء اين است كه بحث از حجيّت خبر واحد يك مسئله اصولى مىباشد و جهت اثبات آن نبايد بظنّ و گمان بسنده نمود درحالىكه ظاهر آيه نباء فقط افاده ظن مىنمايد و از علم و يقين خبرى نمىباشد .
( و فيه انّ الظّهور اللّفظى . . . ) پاسخ دندانشكن استاد اعظم از ايراد مزبور اين است : ( حفظت شيئا و غاب عنك اشياء ) اوّلا در مسائل اصول دين ( اثبات مبدأ و معاد ) استدلال به ظن و گمان جائز نيست و امّا در مسائل اصول فقه هيچ مانع و اشكال فنّى ندارد ، و ثانيا ظنّى كه در اصول دين و اصول فقه ، نبايد مورد استدلال واقع شود ، ظن مطلق است و امّا ظنّ خاصّ ( ظنى كه با دليل خاص
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 335
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣٣٥