يك سلسله عوامل ، عمل به آن دو ، داراى حسن مىشود يكى از آنها انسداد باب علم و اضطرار است كه دليلى نزديكتر بواقع از شهادة و فتواى مجتهد در اختيار نمىباشد و گاهى عمل به آنها از جواز و روا بودن ، برخوردار مىشود مثلا در عمل به فتوى و شهادت ، مصلحتى موجود است ( تسهيل الامر براى مكلفين ) كه نسبت به درك واقع ، داراى مزيّت و برترى خواهد بود .
( توضيح عبارت ) ( و عدم وجود الاقرب الى الواقع منه كما فى الفتوى . ) يعنى براى آقاى مقلّد تنها طريق و راه نزديك به احكام شرعى ، فتواى مجتهد مىباشد .
( فالاولى لمن يريد التفصّى عن هذا الايراد . . . ج ص 120 ، س 14 ، ق ص 73 ، س 21 )
مرحوم شيخ انصارى با بيان ايراد ثانى كه قابل دفع و پاسخ دادن نبود ، و بررسى توجيهات و اجوبهاى كه در رابطه با ايراد ثانى مطرح شده بود ، ثابت كرد كه راهى جهت خلاصى از ايراد دوّم وجود ندارد و از عبارت مذكور مىخواهد راه و طريق خلاصى و پاسخ و جواب از آن را معرّفى نمايد ما حصل پاسخ از اين قرار است : مراد از « تبيّن » در آيه ، تحصيل اطمينان است نه تحصيل علم و مراد از « جهالة » عدم اطمينان است نه عدم علم ، يعنى « جهالة » به معناى شك است و يا به معناى ظنّ و يا اطمينانى كه در ابتداء نظر حاصل مىشود و با اندك دقت و تأمل ، زائل خواهد گشت . و لذا ايراد ثانى ( تعارض عموم تعليل آيه با مفهوم صدر آيه و مغلوب شدن مفهوم جمله ) اساس و بنيان خود را از دست مىدهد به اين معنا كه عموم تعليل ذيل آيه ، مىگويد خبرى كه مفيد اطمينان نباشد اعتبار ندارد و جائز العمل نمىباشد و مفهوم صدر آيه مىگويد خبر عادل مفيد اطمينان است و
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 310
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٣١٠