خوردنش جائز است و لكن عموم تعليل ( لانك لا تأمن ضرره ) همه داروهاى كه سازندگان آنها جاهل باشد و احتمال ضرر داشته باشد ، را ممنوع مىنمايد و عموم تعليل باعث مىگردد كه مراد از داروهاى ممنوعه ، همه داروهاى باشد كه احتمال ضرر دارد چه سازنده آن مرد باشد و يا زن .
و اما ذكر سؤال يا بخاطر نكته خاصّى است كه زنها كمتر رعايت احتياط مىكنند و يا بخاطر نكته عامّى است مانند حموضت و ترشى در مثال قبلى كه هر شىء ترش را شامل مىگردد .
( و ما نحن فيه من هذا القبيل . . . ) يعنى عموم تعليل در ذيل آيه خبر واحد عادل و فاسق را لا حجّت ، معرفى مىنمايد و اين عموم تعليل باعث مىشود كه منظور از نباء عموم نباء باشد و ذكر « فاسق » در آيه بخاطر اين نكته است كه فسق وليد بن عطبه را معرّفى و برملا نمايد .
( و هذا الايراد مبنى على . . . ج ص 119 ، س 20 ، ق ص 73 ، س 8 )
مرحوم شيخ پس از بيان و معرفى ايراد دوّم ( مفهوم صدر آيه با عموم تعليل ذيل آيه تعارض دارد ) از جمله دو ايراد غير قابل دفع ، مىخواهد با تحليل و بررسى راجع به كلمه « تبيّن » تزلزل و اضطرابى در ايراد دوّم وارد سازد .
بايد توجه داشت كه « تبيّن » داراى دو معنا است : ( 1 ) تبيّن مصدر و به معناى ظهور و ظاهر شدن است و فعل آن ، ( تبيّن ) مىباشد و لازم است ( تبيّن الشىء ) يعنى ظاهر و آشكار شد و در آيه 184 سوره بقره
( يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الْأَبْيَضُ . . . )
« تا آنگاه كه خط سفيدى روز از سياهى شب در سپيدهدم ، پديدار گردد . » در همان معناى ظاهر و آشكار شدن به كار رفته است . ( 2 ) تبيّن به معناى علم پيدا كردن بشىء و متعدى مىباشد ( تبيّنت الشىء ) « به آن شىء علم پيدا كردى » .
« جهالة » ايضا به دو معنا به كار رفته است : ( 1 ) جهالة به معناى نادانى ، عمل عن « جهالة » يعنى عمل جاهلانه و از روى نادانى انجام دادن كه در مقابل علم و