قبول خبر عادل ، بدون تبين واجب باشد و احتمال دارد فاسق و عادل در جواز عمل بخبر آنها ، قبل از تبين ، مساوى و مشترك باشد منتهى در خبر فاسق تبين ، واجب نفسى مىباشد و در خبر عادل تبين واجب شرطى خواهد بود چنانچه فاسق و عادل بطور يقين در جواز عمل بعد از تبين و حصول يقين به صادق بودن خبر ، شريك مىباشند .
( لانّ العمل حينئذ . . . ) چه آنكه بعد از علم داشتن به صادق بودن خبر ، جواز عمل بخاطر تبين و علم داشتن بصداقت ، است نه بخاطر خبر . بنابراين مقدمه خارجى جاى پا ندارد به اينگونه : وقتى كه وجوب تبين در خبر فاسق ، نفسى باشد و در خبر عادل نفسى نباشد و سهتا احتمال فوقالذكر ، در مورد خبر عادل ، موجود باشد مستلزم اينكه حال عادل بدتر از حال فاسق باشد نخواهد بود و بلكه لازم مىآيد كه عادل نسبت به فاسق مزيّت و برترى كامل ، داشته باشد و برترى عادل از اين جهت است كه در تبين يك نوع استخفاف و سبك شمردن است و چهبسا در سايه كشف كذب ، در بين مردم ، هتك ستر ، لازم مىآيد .
( قوله فتأمّل ) : شايد اشاره به اين باشد : ممكن است كسى قائل شود كه تبين در خبر ، يك نوع اعتنا بشأن مخبر است .
بنابراين تبين و تفحّص از خبر ، نمىتواند نشانه ، و علامت فارقه بين ، عادل و فاسق باشد .
قوله و كيف كان فقد اورد . . . ج ص 117 س 18 ق ص 71 س آخر .
نيّف بر وزن كيّس و به معناى زياده است .
علىاىحال بر استدلال بمفهوم شرط و مفهوم وصف ، در آيه نبأ حدود بيست و چندتا ايراد وارد شده است كه بعض از آنها قابل « ذبّ » و دفع نمىباشد و بعض از آنها قابل دفع خواهد بود اوّلا ايراد و اشكالهاى را متذكر مىشويم كه قابل دفع نيستند و پس از آن ، بذكر ايرادهاى قابل دفع خواهيم پرداخت :
امّا ما لا يمكن الذّبّ عنه فايرادان . . . ج ص 117 س 21 ق ص 72 س 1 .
امّا اشكال بر استدلال به آيه نبأ كه قابل دفع نمىباشد از اين قرار است : بايد
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 296
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٩٦