« على ما يتراءى » يعنى آنچه كه در ابتداء به نظر مىرسد امر بتبين ، در وجوب نفسى ظهور دارد چه آنكه مفاد امر در صورت نبود قرينه ، همان وجوب نفسى مىباشد .
مع ان فى الاولوّية . . . ج ص 117 س 12 ق ص 71 س 21 .
با اين عبارت وجه ديگرى بر اينكه مراد از وجوب تبين ، شرطى است نه نفسى را ، بيان مىفرمايد اولويّت خبر عادل نسبت به خبر فاسق ، در صورت شرطى بودن وجوب تبين ، هيچ اشكال و عيب فنى ندارد : همانطورىكه بيان گرديد اگر تبين در خبر عادل واجب باشد ، لازم مىآيد كه حال عادل بدتر از حال فاسق باشد و فساد و بطلان آن اظهر من الشمس خواهد بود و لذا خبر عادل ، نسبت به خبر فاسقى كه تبين شده است ، بطريق اولى حجت و لازم القبول مىباشد ، اولويّت مزبور در صورت شرطى بودن وجوب تبين ، گرد و غبارى ندارد و امّا اگر وجوب تبين نفسى باشد ، اولويّت مذكور با نوسان و تزلزل مواجه مىشود چه آنكه بنا بر وجوب نفسىّ تبين ، آيه از حكم كردن به عمل بخبر واحد چه بعد از تبين و چه قبل از تبين باشد ساكت خواهد بود . يعنى مفهوم آيه دلالت بر حجيّت خبر عادل نخواهد داشت و مقدمه خارجى ، كارائى خود را از دست مىدهد . چه آنكه خبر عادل و فاسق ، داراى چهار تا احتمال است
1 - در مورد هر دو خبر تبين واجب نفسى باشد .
2 - در هر دو خبر تبين واجب است بوجوب شرطى .
3 - بدون تبين هر دو را بايد رد نمود .
4 - بدون تبين هر دو را بايد قبول كرد .
منطوق آيه مىگويد : تبين خبر فاسق ، واجب نفسى مىباشد و مفهوم آن مىگويد : تبين خبر عادل بوجوب نفسى ، واجب نمىباشد بنابراين با منتفى شدن احتمال اول ، سهتا احتمال ديگر باقى مىماند . و بنا بر نفسى بودن وجوب تبين ، آيه كارى به كار سه احتمال باقىمانده ندارد چه آنكه در مورد حكم خبر صادر از عادل ، احتمال دارد ، ردّ قول عادل بدون تبين واجب باشد و همچنين احتمال دارد
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٩٥