و اما الجواب عن الاجماع . . . ج ص 115 س 15 ق ص 70 س 24 .
ما حصل پاسخ از اجماع اين است كه اجماع محصّل جهت منع عمل بخبر واحد ، حاصل نمىباشد و اما اجماع منقول ( كه آقايان سيد مرتضى و شيخ طبرسى و غيره ) ادعا نمودهاند اعتبار و حجّيتى ندارد و علاوه بر عدم حجيّت اجماع منقول ، اجماع منقول مذكور معارض با اجماع منقولى است كه براى اثبات حجيّت خبر واحد ، ادعا شده است مرحوم شيخ جهت اثبات حجيّت خبر واحد ، ادعاى اجماع نموده است .
و ادعاى شيخ ، به وسيله ادعاى جماعة ديگر از علماء مبنى بر تحقق اجماع ، بر حجيّت خبر واحد ، تأييد و پشتيبانى شده است .
( فى الجملة . . . ) يعنى محل انعقاد اجماع ، مطلق خبر واحد نمىباشد و بلكه خصوص خبر واحد ثقه ، مورد انعقاد اجماع خواهد بود .
( و تحقق الشهرة . . . ) يعنى ادعاى شيخ مبنى بر وجود اجماع بر حجيّت خبر واحد ، به وسيله تحقق شهرة بر خلاف ادعاى سيد مرتضى و شيخ طبرسى ، ايضا تأييد و پشتيبانى شده است و امّا اينكه بعض از علماء عامه مانند حاجبى و عضدى عدم حجيّت خبر واحد را به علماء شيعه نسبت داده است ، روى اين انگيزه است كه آنها تنها سخنان سيد مرتضى را ملاحظه نمودهاند و ديدهاند كه سيد بزرگوار با تعبيرات داغ و آتشين و سيّدى خود ، عدم جواز عمل بخبر واحد را ، يك مسئله اجماعى و اتفاقى و بلكه از ضروريات مذهب شيعه ، معرّفى نموده است و ازاينرو بين برادران سنّى مذهب ، مشهور شده است كه علماء شيعه و مذهب شيعه با عمل بخبر واحد ، ناسازگار است و همانطورىكه بقياس عمل نمىكنند با خبر واحد ايضا ميانه خوبى ندارند .
قوله
و امّا المجوّزون فقد استدلوا [ على حجيته بالادلة الثلاثة ] . . .
ج ص 116 س 1 ق ص 71 س 3 .
و اينك نوبت آن رسيده است كه ادله حجيّت خبر واحد ، را يك يك مورد بررسى قرار دهيم و ببينيم با ادله اربعه ( كتاب و سنّة و عقل و اجماع ) مىتوانيم براى خبر واحد مقام و سمتى قائل شويم و براى آن كرسىّ در رديف حجج