( و لهذا كانوا يستشهدون . . . ) بخاطر اينكه چه بسيار روايتى از نظر ما غير موافق است ولى از نظر باطن و واقع ، موافق قرآن است و تنها معصوم ( ع ) از آن آگاهى دارد . ائمه ( ع ) جهت تأييد گفتارشان به آياتى استشهاد مىنمايند درحالىكه ما توجه نداريم و خيال مىكنيم كه گفتارشان غير موافق با كتاب است ، از باب نمونه مثلا امام ( ع ) فرموده است مراد از « جزء » در وصيّت به آن « جزء » عشره و ده تا است و جهت تأييد آن ، به آيه
( ثُمَّ اجْعَلْ عَلى كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءاً . . . )
استشهاد نموده و فرموده است كه در آيه مذكورة منظور از « جزء » « عشره » مىباشد و در جاى ديگر فرموده است كه مراد از « جزء » « سبعة » مىباشد و استشهاد فرموده به آيه
( لَها سَبْعَةُ أَبْوابٍ لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ )
بالاخره معلوم مىشود كه آيات قرآنى داراى باطن و بطونى مىباشد كه لا يعلمها الّا اللّه و الرّاسخون فى العلم .
( و ما دلّ على عدم جواز تصديق . . . ) دسته دوم از روايات آمره ، كه دلالت بر عدم جواز تصديق اخبارى كه فاقد شاهدى از كتاب اللّه ، مىباشند دارند بر خبر غير ثقه و يا به صورت تعارض روايتين حمل مىشوند و شاهد بر اين حمل ، ظاهر خيلى از روايات علاجيه است .
اخبار علاجيه رواياتى است كه معضله تعارض دو روايت را حلّ و راه علاج آن را معرفى مىنمايند .
قوله ثم ان الاخبار . . . ج ص 115 س 13 ق ص 70 س 22 .
جواب ديگر : برفرضى كه بپذيريم اخبار عرضه ، دلالت بر منع از عمل بخبر واحد دارند با آنكه زياد و فراوان مىباشند ، نمىتوانند در مقابل ادلّهاى كه در آينده نزديك جهت اثبات حجيّت خبر واحد ، ارائه مىشوند ، مقاومت نمايند چه آنكه ادلّه اثباتگر حجيّت خبر واحد ، باعث حصول قطع و يقين مىشوند بر اينكه خبر واحد ثقه ، داراى اعتبار و حجيّت مىباشد بنابراين به ناچار در برابر برهان و دليل قطعى ، بايد از ظاهر اخبار و روايات مانعه از عمل بخبر واحد ، صرفنظر نموده و بوجوه مختلفى كه در طى حدود سه صفحه رسائل چاپ جديد ، بيان گرديد ، توجيه نمائيم .