است هيچ واقعه و حادثه و امرى پيدا نمىشود كه حكم آن در كتاب و سنّت موجود نباشد بنابراين اخبار دالّه بر بيان حكم چيزى كه حكم آن ، در كتاب و سنّة ذكر نشده ، بىمورد و بىمعنا خواهند بود و لذا همين اخبار ، دليل و شاهد برآنست كه عمومات قرآن بر عموميّت خود باقى نيست و همه احكامى كه از عمومات كتاب و سنّة استفاده مىشود را نمىتوان گفت كه در قرآن و سنّت ، موجود مىباشد سرانجام به اين نتيجه مىرسيم كه مثلا از باب مثال
( أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ )
بيع غررى را شامل نمىشود و گويا حكم بيع غررى در قرآن ، بيان نشده و روايتى كه حكم بيع غررى را بيان مىنمايد گرچه از نظر ظاهر ، مخالف با عموم آيه است و لكن اين مخالفت مخالفت به حساب نمىآيد .
فمن تلك الاخبار . . . ج ص 113 س 15 ق ص 69 س 19 .
يكى از اخبار مذكور روايتى است كه از كتاب بصائر و احتجاج و غيرهما نقل شده و بطور ارسال ( يكى از راويان از قلم افتاده ) برسول اكرم منسوب مىباشد متن حديث نيازى بتوضيح ندارد و اين روايت بطور صريح دلالت دارد بر اينكه گاهى از ائمه ( ع ) حكم چيزى بيان مىشود كه در كتاب و سنّت بيان نشده است .
( و منها ما ورد فى تعارض الروايتين . . . )
يكى از رواياتى كه دلالت دارد بر صدور حكمى از ائمه ( ع ) درحالىكه كه آن حكم نه در كتاب اللّه و نه در سنّة رسول اللّه ، موجود نمىباشد ، روايت ابى الوليد است كه در عيون اخبار الرضا ج 1 ص 290 ذكر شده است امام ( ع ) در ادامه سخن به اينجا مىرسد كه مىفرمايد :
( و ما لم تجدوه فى شىء من هذه فردّ و الينا . . . )
اگر مفاد دو روايت متعارض در قرآن و سنّة نبى ( ص ) پيدا نشد ، علم آن را بما واگذار نمائيد .
( و الحاصل انّ القرائن . . . )
كوتاهسخن براى كسى كه تا حدودى اهل مطالعه و تتبع باشد با اندك