دليل دوّمى
و امّا السنّة
فهى اخبار كثيرة . . . ج ص 110 س 5 ق ص 67 س 24 .
« سنة » از نظر لغت به معناى طريقه و روش است و از نظر اصطلاح چيزى است كه منسوب بنبى ( ص ) و يا مطلق معصومين عليهم السّلام است ، و آن چيز عبارت است از قول و فعل و تقرير معصوم ( ع ) . يكى از دلائل نفى حجيّت خبر واحد سنة و روايات زيادى است كه دلالت بر منع از عمل به خبر واحد غير معلوم الصدور مىنمايد ، به حكم اين روايات تنها خبرى كه پيچيده و مقرون به قرينه معتبر از كتاب و يا سنة مفيد علم باشد ، حجت است و خبرى كه مفيد ظن و مظنون الصدور باشد ، جائز العمل نخواهد بود .
روايت اوّل : روايت در كتاب وسائل الشيعة ج 18 مذكور است ما حصل آن اين است :
محمد بن عيسى مىگويد داود بن فرقد فارسى ، « أقرأني » مرا وادار به خواندن نامه خود كه براى امام هادى ( ع ) نوشته بود ، نمود و همچنين به خواندن جواب نامه كه به خط خود حضرت امام هادى ( ع ) بود ، وادار نمود ( فكتب . . . ) داود چنين نوشته بود : « از علمى كه از آباء و اجداد شما نقل شده ، سؤال مىكنم درحالىكه ناقلين از نظر وثاقت و عدالت مختلف مىباشند چگونه به آن منقول عمل نمائيم امام ( ع ) در جواب نوشته است آنچه را كه علم داريد بر اينكه گفته ما هست عمل كنيد و آنچه را كه نمىدانيد بسوى ما رد كنيد يعنى نه عمل كنيد و نه تخطئه نمائيد .
روايت دوّم : مثل همين روايت مذكور روايتى است كه در كتاب مستطرفات السرائر ، ذكر شده است . و همچنين اخبار و رواياتى كه بر عدم جواز عمل به خبر مأثور ( منقول ) دلالت دارند . البته از اين اخبار و روايات تنها عدم جواز عمل بخبر واحدى كه مجرد از قرينه باشد ، استفاده مىشود و اما رواياتى كه شاهد و قرينه علمى همراه دارند و با كمك قرائن مفيد علم مىباشند ، حجيّت خواهند داشت .
روايت سوّم : ( مثل ما ورد فى غير واحد من الاخبار . . . ) پيامبر اسلام ( ص )