« الفاعل مرفوع » از مسائل علم نحو محسوب مىشود . چه آنكه مرفوع بودن يكى از عوارض ذاتى « فاعل » است و « فاعل » همان « كلمه » مىباشد كه موضوع علم نحو است . با توجه به ضابطه مذكور موضوع علم اصول اگر « ذات ادلّه » اربعه باشد و يا ادلّه اربعه با وصف دليليّت باشد و يا مثلا بحث از حجيّت خبر واحد در حقيقت بحث از ثابت شدن و ثابت نشدن « سنّة به وسيله خبر واحد مىباشد ، هيچكدام معضله » بيرون بودن بحث حجيّت خبر واحد را از مسائل علم اصول ، حل نخواهد كرد راه حلّ همان است كه استاد مظفّر ارائه نموده است و بخاطر آنكه خوانندگان عزيز جهت حلّ اين مطلب به اصول فقه و گفتار استاد مظفّر در اين زمينه مراجعه كنند و به اهميّت نظر دقّى و ابتكارىّ او آشنا شوند لذا از تكميل بحث و توضيح كافى خوددارى مىشود و به رسائل فهمها ، توصيه مىشود كه پس از مراجعه به بقيّه شروح رسائل ( كه حق مطلب اداء نشده است ) به شرح فارسى بر اصول فقه ج 2 ص 11 نوشته مؤلّف مراجعه نمايند تا معضله مذكور طبق نظر استاد مظفّر حل شده و ماجراى مورد بحث از نظرتان
« كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ »
جلوهگرى نمايد . و علاوه نظريات شيخ انصارى و صاحب فصول و ميرزاى قمى و استاد مظفر واضح و روشن مىشود و معلوم مىگردد كه كداميك از نظريهها مىتواند معضله مذكور را آنطورى كه بايد دفع نمايد به سخن ديگر جهت وصول به عمق و واقعيت مطلب مراجعه نكردن به شرح فارسى اصول فقه ج 2 ص 11 ، به معناى كلوخ نهادن و از آب عبور كردن است .
ثمّ اعلم انّ اصل وجوب العمل . . . ج ص 109 س 1 ق ص 67 س 8 .
اصل وجوب عمل به رواياتى كه در كتابهاى معروف ( وسائل و كافى و غير ذلك ) ذكر شدهاند ، از مسلّمات و چيزهاى مورد اتفاق و اجماع مىباشد و حتى بعيد نيست كه در اين عصرها از ضروريات مذهب به حساب آيد و لكن از دو جهت مورد اختلاف واقع شده است .
( احدهما . . . )
مقام اوّل در اين است كه آيا روايات و خبرهاى واحد ، قطعى الصدور