مدعى اجماع در رابطه با اتفاق معروفين ، حس مىباشد و لكن تنها اتفاق معروفين با موافقت حكم واقعى ، ملازمه ندارد و همچنين با حكم ظاهرى ( دليل ظنى معتبر ) ايضا ملازمه ندارد .
و ان كان قد يحصل العلم بذلك . . .
گرچه گاهى از اتفاق معروفين ، علم و يقين بوجود دليل ، حاصل مىشود .
الّا انّ ذلك . . .
و لكن حصول علم ، يك امر اتفاقى مىباشد و باعث ثبوت ملازمه عادى نمىشود كه بىدرنگ از اتفاق معروفين ( كه مخبر به ) مىباشد ، بوجود دليل معتبر و يا موافقت امام ( ع ) ، منتقل شويم ، يعنى ملازمهاى در كار نيست .
الا ترى ان اخبار عشرة . . .
مرحوم شيخ براى مطلب فوق مثال مىآورد : مثلا از خبر دادن ده نفر گاهى قطع و يقين نسبت به مخبر به حاصل مىشود و لكن هرگز بين اخبار و خبر دادن ده نفر و ثبوت مخبر به ، ملازمه عادى برقرار نخواهد بود . و امّا بين خبر دادن هزار نفر عادل و احتياطگر ، و بين ثبوت مخبر به ملازمه عادى برگزار است و قابل انفكاك نمىباشد .
و بالجملة يوجد فى الخبر . . .
خبر دادن داراى مراتب مختلفى مىباشد مثلا يكى از مراتب آن ، خبر دادن هزار نفر است كه از لحاظ عادت ثبوت مخبر به را لازم دارد و باعث حصول علم مىشود و مرتبه ديگر آن خبر دادن ده نفر است و يا خبر دادن از اتفاق معروفين است كه گاهى موجب حصول علم به مخبر به ، مىشود و گاهى نمىشود و در حقيقت خبر دادن ده نفر و يا اتفاق معروفين ، انگيزه اصلىّ حصول علم نمىباشد و الّا تخلف معنا نداشت و بلكه ضميمهها ، باعث حصول مىشود .
قوله ثمّ انّه قد نبّه . . . ج ص 97 س 23 ق ص 60 س 16 .
مرحوم شيخ تاكنون ثابت نمود كه اجماع منقول روىهمرفته نيم عيار حجّت مىباشد و اظهار شكستهنفسى مىكند و مىفرمايد : « آنچه را يادآور شدم
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٢٩