مستند به اجتهاد مذكور باشد يعنى اجماع منقول مستند به اجتهاد مزبور ، غير جائز است و عاملين بخبر واحد باجماع منقول مذكور ، اعتبارى قائل نمىشوند و آن را مشمول ادلّه حجيّت خبر واحد نمىدانند .
( ثم انّ الظاهر ان الاجماعات المتعارضة . . . ص 90 ، س 12 ، ق ص 55 ، س 18 ) .
اجماعاتى كه ذيلا ذكر مىشود جمعا مبتنى بر وجه سوم است كه مستند به تتبع و بررسى اقوال همه و يا معروفين نبوده و بلكه مستند به اجتهاد و حدس مىباشد يعنى اتفاق آراء را از طريق حدسى محض و بدون ضميمه مقدمه حسّى ، حاصل نموده است :
1 - شخص واحدى ادعاى چندتا اجماع را مىنمايد مثلا يك بار بر جواز شىء ادّعاى اجماع مىنمايد و بار ديگر بر حرمت آن ، ادّعاى اجماع مىنمايد .
2 - دو نفر از علماء يك عصر و يا از دو عصر نزديك بهم ، ادّعاى اجماع مىنمايند مثلا يكى از آنها بر جواز شىء و ديگرى بر حرمت آن ادعاى اجماع مىنمايد .
3 - شخصى از علماء از فتواى كه ادعاى اجماع برآن داشته ، رجوع مىنمايد .
4 - بعضها راجع به مسائلى كه در سخنان علماء پيشين مورد تأييد و توجه نبوده ، ادعاهاى اجماع مىنمايند .
5 - و يا راجع به مسائلى ادّعاى اجماع مىنمايد كه شهرة بر خلاف ادعاى اجماع ، منعقد شده است ، انعقاد شهرة يا در زمان مدعى اجماع است و يا بعد از زمان او و گاهى قبل از زمان او مىباشد .
( نكته قابل توجه ) فرق بين وجوه ثلاثه اين است وجه اول مبتنى بر حس بود و وجه دوّم مبتنى بر انضمام اجتهاد و حدس الى الحسّ ، مىباشد و مبناى وجه سوم فقط
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٤