تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مىشود . چنانچه در كتاب معتبر ص 18 فرموده است : بعضى از مقلّدين اگر راجع به مسأله‌اى مورد مطالبه دليل واقع شوند ، فورا ادعاى اجماع مىكنند و ادعاى اجماع آنها بخاطر آنست كه مسئله مورد نظر را در كتب اربعه ( تهذيب و من لا يحضر استبصار و كافى ) مشاهده نموده‌اند و نظر بر اينكه به كتب اربعه و نويسندگان آنها ، حسن ظن دارند لذا مسئله را اجماعى مىدانند ، و ادّعاى كذائى جهل مىباشد چه آنكه اتفاق آراء ، ثابت نمىباشد ، و تجاهل و خود را به نادانى زدن ، خواهد بود . ( فى كتب الثلاثة . . . ) يعنى در كتابهاى چهارگانه كه از مشايخ ثلاثه ( شيخ و كلينى و صدوق ) مىباشد يعنى بعضى از مقلدين مسأله‌اى را كه مورد اتفاق آقايان مذكور باشد اجماعى و اتفاقى تلقى نموده و از اتفاق آنها اتفاق كل را مدعى مىشوند . ( قوله فانّ فى توصيف المدعى بكونه مقلّدا . . . ) مرحوم شيخ در مقام استفاده و برداشت از كلام معتبر ، مىفرمايد صاحب معتبر ( محقق ) مدعى اجماع را به مقلّد توصيف نموده ( در صورتى كه مدعى اجماع عن علم ادعاى اجماع مىكنند و حسابش با مقلد ( كه تقليدش عن علم نيست ) ، جدا است توصيف مزبور اشاره به اين است كه مدّعى اجماع روى مبناى حسن ظن ادعاى اجماع نموده . ( و انّ جزمه فى غير محلّه ) و جزم و يقين مدعى اجماع ، نابجا خواهد بود . فافهم . . . شايد اشاره به اين باشد كه ظاهر كلام محقق ( صاحب معتبر ) اين است كه بعضى از مقلّدين نقل اجماع را در كتابهاى مذكور ، ادّعا نموده يعنى فقط اتفاق مشايخ ثلاثه را ادعا نموده نه آنكه اجماع مصطلح را ادعا كرده باشد . بنابراين كلام محقق بر مدعاى مزبور دلالت ندارد . ( الثالث . . . ج ص 90 ، س 3 ، ق ص 55 ، س 12 ) . وجه سوم از محامل اجماعات منقول اين است كه اتفاق كل نسبت به يك فتوائى ، از اتفاق علماء بر عمل به اصل ( عند عدم دليل ) استفاده مىشود مثلا