عصر نمىتواند حاصل نمايد علىاىحال اجماع منقول اعتبارى ندارد و از قول معصوم ( ع ) كشف نمىكند روى اين اساس ممكن است اين سؤال مطرح شود كه ناقلين اجماع با چه انگيزه ادعا و نقل اجماع مىكنند ؟ مثلا مىگويند سوره در نماز واجب است « اجماعا » و يا واژههاى عند الاصحاب و عند الإمامية و عندنا ، را به كار مىبرند . درحالىكه كلمه « اجماعا » و غيره ظهور در اتفاق جميع علماء عصرها و يا ظهور در اتفاق اكثر علماء دارد .
( الا من شذّ . . . ) بطور ندرت ديده مىشود كه ادعاى اجماع ظهور در اتفاق كل و يا اتفاق اكثر نداشته باشد ! مرحوم شيخ در صدد آنست كه محمل و منظور و مقصود و انگيزه ادعا و نقل اجماعات را از ناحيه ناقلين اجماع بيان نمايد و با تصرف بظواهر نقل اجماعات ثابت نمايد كه علم ناقل اجماع نسبت به اقوال جميع علماء عصر و يا عصرها از طريق تتبع و جستجو نيست تا ادّعا شود كه حدس ناقل اجماع نسبت بقول امام ( ع ) به مبادى حسّى مستند است و ملازمه عادى با موافقت امام ( ع ) دارد . و بلكه ادعا و نقل اجماع مبتنى بر وجوهى است كه بيان خواهد شد .
( مثل الفاضلين و الشهيدين . . . ) فاضلين يعنى مرحوم علامه و محقق و شهيدين يعنى شهيد اول و شهيد ثانى .
( انحصر محمله فى وجوه . . . ج ص 89 ، س 11 ، ق ص 55 ، س 2 )
يكى از وجوه ادعاى اجماع اين است كه منظور مدعى و ناقل اجماع از اتفاق جميع علماء همان علمائى است كه از لحاظ فتوى و صاحبنظر بودن ، معروف مىباشند نه آنكه منظورش همه علماء مىباشند كه شايستگى براى فتوا را دارند ( من اهل عصره او مطلقا ) علمائى كه شايستگى براى فتواى را دارند چه از اهل عصر و زمان آقاى ناقل باشند و يا از اهل عصر ناقل و عصر قبل از زمان ناقل باشند ادعاى مزبور از باب تسامح مىباشد و انگيزه آن اين است كه غالبا آراء غير معروفين موافق با معروفين مىباشد چنين اجماعى نه تنها حجيّت و اعتبارى ندارد كه از دائره اجماع مصطلح بيرون خواهد بود .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 199
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٩