( الثانى ان يراد اجماع الكل . . . )
ناقل اجماع از كلمه ( اجماعا ) اجماع و اتّفاق كل را اراده نموده است منتهى اتفاق كل را از اتفاق آراء معروفين از علماء اهل عصرش ، استفاده نموده است مثلا آراء معروفين از صاحبان فتوى را ، راجع به مسألهاى ملاحظه نموده و بخاطر خوشبينىاى كه نسبت به علماء داشته است معتقد شده است كه همه علماء نسبت به مسئله مورد نظر با معروفين موافق مىباشند و لذا ادعاى اجماع نموده است .
( و هذه الاستفادة . . . ) البته ناگفته نماند كه استفاده مزبور گرچه براى بعضها حاصل مىشود و لكن ضرورى و بديهى نمىباشد كه براى همگان حاصل باشد .
( لانّ اتفاق اهل عصره . . . ) ناگفته معلوم است كه اتفاق معروفين از علماء و بلكه همه علماء يك عصر ، اتفاق بقيه علماء آن عصر و علمائى كه پيش از آن عصر بودند را لازم ندارد . مخصوصا با ملاحظه اختلاف نظرهاى كه در خيلى از موارد بين علماء يك عصر و علماء عصرهاى متعدد ، وجود دارد اختلافات بين علماء نسبت به مسائل به حدى است كه حتى ذكر يكدهم آنها در كتاب رسائل ، قابل گنجايش نمىباشد .
از باب نمونه به 2 مورد اشاره مىنمائيم :
1 - مرحوم محقق ادعاى اجماع نموده بر اينكه براى شخص جنب خواندن قرآن ( البته منهاى عزائم ) جائز است درحالىكه مرحوم شهيد از مرحوم سلار حكايت نموده كه خواندن قرآن مطلقا حرام است .
2 - از انتصار و غنيه و سرائر حكايت شده است كه نجاسة ماء بئر با ملاقات نجس ، بين قدماء از علماء و فقهاء اجماعى بوده است درحالىكه مشهور و معروف بين متأخرين طهارت ماء مزبور مىباشد .
( و لو فرض حصوله للمخبر كان من باب الحدس . . . ج ص 89 ، س 16 ، ق ص 55 ، س 6 ) .
اگر بالفرض و بطور اتفاقى استفاده مزبور ( استفادة اتفاق كلّ من اتفاق
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٠٠