است و ما حصل آن اين است كه من از بهر حسين در اضطرابم تو از عباس مىگويى جوابم منظور اصلى اين است كه در نقل اجماع از قول معصوم ( ع ) بايد عن حس باشد درحالىكه خبر دادن از اتفاق علماء و آراء آنها عن حس است و از قول امام عن حدس مىباشد مدار و محور اصلى در حجيّت اجماع اين است كه خبر دادن از قول امام ( ع ) بايد عن حس باشد و الّا حجيّت آن ثابت نخواهد شد .
فاجاب عن ذلك اولا . . . ج ص 88 ، س 7 ، ق ص 54 ، س 5
سيد محسن كاظمى در پاسخ ايراد مزبور مىفرمايد اوّلا درست است كه مدار حجيّت اجماع ، قول معصوم ( ع ) است و خبر دادن از قول معصوم ( ع ) حدسى مىباشد و لكن خبر دادن از اتفاق و آراء علماء حسّى است و آراء و اتفاق علماء قول معصوم ( ع ) را لازم دارد و ملازمه بين اتفاق آراء علماء و موافقت امام ( ع ) براى هيچكس پوشيده نيست و نياز به نقل قول معصوم ( ع ) ندارد و غرض اصلى از نقل ثبوت اتفاق ، كشف قول معصوم ( ع ) است بنابراين بعد از اينكه اعتبار و حجيّت خبر ناقل بخاطر وثاقتش ثابت شود و همچنين مسلّم شود كه نقل اتفاق آراء خبر دادن عن حسّ مىباشد با اثبات اين دو مطلب آنچه كه ثابت و مسلم و معلوم مىشود اتفاق آراء علماء است و با اثبات اتفاق آراء ، قول و موافقت امام ( ع ) بخاطر ملازمه كه بين اتفاق آراء و قول معصوم ( ع ) برقرار است و براى كسى پوشيده نمىباشد كشف مىشود و ديگر نياز به نقل قول معصوم ( ع ) نيست تا ايراد شود كه نقل قول معصوم ( ع ) در اجماع منقول حدسى مىباشد .
( و ثانيا . . . ج ص 88 ، س 12 ، ق ص 54 ، س 10 ) .
و ثانيا در ماجراى نقل اجماع ، حكايت اجماع و نقل اتفاق آراء علماء برگشت به نقل و حكايت قول امام ( ع ) دارد و مبتنى بر حسّ مىباشد چه آنكه اتفاق آراء علماء از آثار قول معصوم ( ع ) است و اتفاق آراء از امور حسى است و لازم ملزوم با قول معصوم ( ع ) خواهد بود بنابراين نقل اتفاق آراء كه اثر است و حسى است عين نقل قول معصوم ( ع ) است و گويا قول امام ( ع ) حسّى مىباشد .
و در اعتبار و حجيّت خبر حدسىاى كه داراى آثار حسّى است ، ترديدى
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٩٤