واجب نباشد ( و حال آنكه شما چنين انكارى نمىتوانيد داشته باشيد براى كه در مورد كسى كه مدعى امامت بشود و مردم قبول نمايند بر امام ( ع ) اظهار مخالفت لازم مىباشد . ( لانّهم آتوا من قبل انفسهم . ) اين عبارت دليل براى « ما انكرتم » ( نمىتوانيد منكر بشويد ) مىباشد يعنى اگر قاعده لطف در كار نباشد شما نمىتوانيد منكر شويد كه در مقابل مدّعى امامت اظهار مخالفت از ناحيه امام ( ع ) لازم نيست چه آنكه آن مردم است كه باعث غيبت امام ( ع ) شدهاند . ( فلا يمكننا الاحتجاج باجماعهم اصلا ) شيخ طوسى از ايرادى كه بر سخن سيد مرتضى وارد نمود نتيجه مىگيرد : اگر قاعده لطف در كار نباشد استدلال باجماع علماء از بيخ و بن تخريب و به هيچ اجماعى نمىتوان استدلال نمود چه آنكه از يك طرف اجماع علماء ممكن الخطاء مىباشد و از طرف ديگر جلوگيرى از خطاء و اظهار مخالفت بر امام ( ع ) واجب نمىباشد . انتهى : كلام شيخ طوسى تمام شد . و معلوم شد كه طريقه شيخ طوسى در باب اجماع ، منحصر به قاعده لطف خواهد بود و اما طريقه لطف بشيخ طوسى منحصر نمىباشد . ( مواظب باشيد سرنخ از دستتان در نرود ما در صدد آن هستيم كه ثابت نمائيم طريقه شيخ منحصر به قاعده لطف است و با سيد مرتضى ( در اعتقاد به قاعده دخول ) شريك نمىباشد به سخن ديگر طريقه شيخ طوسى در باب اجماع منحصر به طريقه لطف است و اما طريقه لطف بشيخ طوسى منحصر نمىباشد و كسانى از علماء هستند كه معتقد به قاعده لطف مىباشند و طريقه سيد مرتضى همان قاعده دخول و اجماع مبتنى بر حسّ و تضمّن خواهد بود . با بدست داشتن سرنخ مىرويم بسراغ بقيه فرمايشات شيخ اعظم انصارى قدّس سرّه .
( قوله فانّ صريح هذا الكلام . . . ج ص 85 ، س 12 ، ق ص 52 ، س 11 ) .
( سيد مرتضى قاعده لطف را رد نمود و شيخ طوسى اعتراض كرد ) صريح كلام شيخ طوسى اين است كه طريقه سيد مرتضى ( انكار قاعده لطف و عدم وجوب لطف ) تنها يك قادح و يك تالى فاسد دارد و آن تالى فاسد و قادح اين است كه اگر لطف بر امام ( ع ) واجب نباشد تمسك و استدلال باجماع به نابودى
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٨١