شيخ طوسى فرمايش سيد مرتضى را در اين زمينه ذكر مىنمايد و سپس رد مىكند : سيد مرتضى فرموده است : جائز است كه حكم اللّه و حق در نزد امام ( ع ) باشد و اقوال ديگران همه باطل باشد و درعينحال ظهور و اظهار مخالفت بر امام ( ع ) واجب نباشد چه آنكه اگر ما انسانها خودمان باعث غيبت امام الزّمان ( ع ) شده باشيم بدون ترديد هر چيزى كه از ما فوت مىشود و اگر از فيوضات آن حضرت محروم مىشويم و فرامين و مقدسات دينى از ما فوت مىشود و بالاخره بر اثر غيبت امام ( ع ) منافعى را از دست داده و مضرّاتى را متحمل مىشويم ، از ناحيه خود ما است ( از ما است كه بر ما است ) و اگر ما انسانها اصلاح شويم و اسباب و انگيزههاى غائب بودن امام ( ع ) را بر طرف نمائيم ، امام از پس پرده غيبت بيرون مىآيد ( چون غيبت آن يوسف بطحا بسرايد از مكه عيان گردد و دلها بربايد ) واقعيّتها و حقيقتها را براى ما بازگو نموده و از فيض وجود او بهرهمند خواهيم شد . »
اين بود فرمايش سيد مرتضى كه قاعده لطف را بانكار مىكشاند و شيخ طوسى سخن سيد مرتضى را مردود مىشناسد و مىفرمايد :
( و هذا عندى غير صحيح ج ص 84 ، س 17 ، ق ص 51 ، س آخر . . . ) .
مطلبى را كه سيد مرتضى بيان نمود ( جلوگيرى از وقوع در خطاء و خلاف واقع ، بر امام واجب نيست ) از نظر من ناصحيح است ( لانه يؤدى الى ان لا يصبح الاحتجاج . . . ) چه آنكه سخن سيد مرتضى مبنى بر عدم صحت قاعده لطف ، اگر درست باشد ، استدلال به اجماع به كلى ريشهكن مىشود و دليلى بنام اجماع نخواهيم داشت . ( لانا لا نعلم دخول الامام ( ع ) فيها . . . ) اگر علماء راجع به مسألهاى اتفاق نظر داشتند موافقت امام ( ع ) با اقوال علماء جز از طريق قاعده لطف ثابت نمىشود و اگر قاعده لطف را قبول نكنيم و نگوئيم كه اگر علماء راجع به مسألهاى اتفاق نظر داشتند و در صورت مخالف بودن آن با واقع ، بر امام ( ع ) واجب است كه بعنوان مخالف ظاهر شود . لازم مىشود كه هرگز باجماع استدلال جائز نباشد . ( انتهى كلامه ) سخنان شيخ طوسى به پايان رسيد از سخنان
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 178
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٧٨