تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مىنمايد ، مىتواند بدون ذكر قرينه استدلال نمايد او قول امام ( ع ) را حس نموده و گويا وجود امام ( ع ) را در داخل متفقين رؤيت مىنمايد نيازى نيست كه قرينه‌اى را ذكر نمايد . ( نعم لو كان نقل الاجماع . . . ) آرى اگر ماجرا از اين قرار بود كه نقل اجماع در نزد همگان ، حجّت و معتبر بود در اين صورت ناقل اجماع در صورتى كه موافقت امام ( ع ) از طريق حدس و لطف و تقرير ، ثابت شده باشد وظيفه دارد كه با نصب قرينه بفهماند : امام ( ع ) داخل در متفقين نمىباشد و موافقت امام ( ع ) از طريق حدس و لطف و تقرير حاصل شده است و اگر قرينه‌اى ذكر نكند مرتكب تدليس شده و لكن ماجرا چنين نيست كه نقل اجماع در نزد همگان حجّت باشد و لذا در صورت عدم نصب قرينه تدليس لازم نمىآيد . ( و يظهر من ذلك ما فى كلام صاحب المعالم . . . ج ص 82 ، س 13 ، ق ص 50 ، س 15 ) . از مطلب مذكور ( در صورت حصول قطع بقول امام ( ع ) براى مستدل اراده معناى غير مصطلح از لفظ اجماع بدون نصب قرينه ، مانعى ندارد ) معلوم مىشود كه فرمايش صاحب معالم اساسى ندارد اوّلا ببينيم صاحب معالم چه فرموده و ثانيا ببينيم كه چگونه بىاساس مىباشد . سخن صاحب معالم : « و العجب من غفلة جمع من الاصحاب . . . » جمعى از اصحاب غفلت تعجب‌آورى را مرتكب شده‌اند از يك طرف در معناى اصطلاحى اجماع اتفاق كل را معتبر دانسته‌اند تا بطور يقين دخول امام ( ع ) در مجمعين ، ثابت باشد و از سوى ديگر در مقام استدلال و اثبات مسئله فقهى ، از اصل مزبور غفلت نموده‌اند و در مقام ادعاى اجماع ، اجماع را در اتفاق جماعتى بدون نصب قرينه به كار برده‌اند و درعين‌حال دليل معتنى به بر حجيّت اتفاق جماعة ندارند . اين بود فرمايش صاحب معالم و از بررسى قبل ( اعتراض و پاسخ آن ) معلوم گرديد كه طعنه زدن صاحب معالم به جمعى از اصحاب ، نابجا مىباشد .