اصل و اساس آنها مىباشد عامه اصل و اساس اجماع است بدين لحاظ كه آنها اجماع را اختراع نمودند و آن را بعنوان دليل مستقل جهت استنباط احكام شرعى در رديف كتاب و سنت قرار دادند . و همچنين اجماع و اصل و اساس و زيربناء مذهب اهل تسنّن است و بتوسط اجماع به خلاف ابى بكر سر و سامانى دادند .
علىاىحال اجماع در اصطلاح علماء شيعه و سنّى عبارت است از « اتفاق همه علماء در يك عصر » و از تعريفات علماء سنى و شيعه ، معناى مزبور استفاده مىشود و اينك اقوال و گفتههاى علماء را در مورد اجماع مورد توجّه قرار مىدهيم .
1 - قال فى التهذيب : ( الاجماع هو اتفاق اهل الحل و العقد . . . ) منظور از اهل حلّ و عقد علمائى هستند كه حلّ و فصل امور مسلمين توسط آنها انجام مىگيرد .
2 - و قال صاحب غاية المبادى . . . ) اجماع عبارت است از اتفاق امت محمد ( ص ) بگونهاى كه قول معصوم ( ع ) را متضمن باشد .
3 - ( و قال فى المعالم . . . ) اجماع اتفاق كسانى است كه صاحبنظر باشد و گفتههاشان از اعتبار برخوردار باشد .
( و كذا غيرها من العبارات المصرحة . . . ) عبارات فراوانى موجود است كه در مقام تعريف اجماع و در غير مقام تعريف اجماع ، تصريح نمودهاند كه اجماع همان اتفاق كلّ در يك عصر مىباشد و لذا اگر مىديدند كه يكى از علماء راجع به مسئله مورد اجماع ، مخالف است به اينگونه عذر مىخواستند كه عصر و زمان شخص مخالف ، منقضى شده است و از علماء عصر گذشته به حساب مىآيد و مخالفت او صدمهاى بر تحقق اجماع ، وارد نمىآورد . نكته دوّم :
( ثم انّه لمّا كان وجه حجية الاجماع عند الامامية . . . ج ص 80 ، س 9 ، ق ص 49 ، س 3 ) .
معناى اصطلاحى اجماع از نظر شيعه و سنّى همان اتفاق كل مىباشد از نظر علماء سنى اجماع من حيث هو هو ، حجّت است و از نظر علماء شيعه حجيّت اجماع دائر مدار وجود امام ( ع ) بين مجمعين است و لذا سيد مرتضى
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 166
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٦