تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( و يؤيّد ما ذكرنا انّه لم يستدلّ احد . . . ج ص 79 ، س 3 ، ق ص 48 ، س 10 ) . يكى از شواهد بر مطلب مذكور اين است كه احدى از علماء جهت اثبات حجيّت فتواى مجتهد ، بآية نباء ، استدلال نكرده است چه آنكه فتوى ، خبر حدسى مىباشد و آيه نباء فقط احتمال تعمّد در كذب را در خبر حسى نفى مىكند و احتمال خطاء در حدس را نفى نخواهد كرد درحالىكه بآيات نفر و سؤال ، استدلال نموده‌اند . ( ضمير عليها ) به حجيّت فتواى مجتهد رجوع مىشود . ( و الظاهر انّ ما ذكرنا . . . ) « ما ذكرنا » اسم « ان » مىباشد و خبر آن « هو الوجه فيما . . . » خواهد بود . يعنى انگيزه اينكه در امور حسّى شهادة عن حدس اعتبارى ندارد و بايد مستند بحس باشد ، همان مطلبى است كه بيان گرديد ( آيه نباء و ادلّه ديگر فقط بر نفى تعمّد در كذب ، دلالت دارند و نه بر نفى احتمال خطاء در حدس و اعتقاد ) به سخن ديگر علماء اتفاق دارند بر اينكه در امور حسى مثل قتل و غير ذلك شهادة زمانى قبول است كه مستند به حسّ و رؤيت باشد و اگر شاهدى شهادت خود را بحدس و قرائن ، مستند نمايد ، اعتبارى ندارد و اگر آيه نباء بطور مطلق بر حجيّت خبر عادل ، دلالت داشت اشتراط مذكور معنا و مفهومى نداشت . ( و ان علله فى الرّياض . . . ) گرچه صاحب كتاب رياض گفته است كه ادلّه حجيّت خبر واحد عادل ، بطور مطلق بر حجيّت خبر عادل ، دلالت دارند در احكام و موضوعات منتهى در مسئله شهادة ، نظر بر اينكه شهادة بمعنى « حضور » است « حضور » يعنى شاهد بايد مشهود به را حس نموده باشد ، لذا در شهادة ، حسّ و رؤيت مثلا شرط مىباشد و اين شرط در شكم كلمه شهادة نهفته است . ( بما لا يخلو عن نظر . . . ) وجه نظر اين است كه ابتناء شهادة بر حس از خود كلمه شهادة ، استفاده نمىشود چه آنكه يكى از موارد شهادة ، شهادة بوجود اللّه و رسول اللّه و حجة اللّه و ملائكه اللّه و غير ذلك مىباشد درحالىكه مبتنى بر حس نخواهد بود و حواس انسان نسبت به اللّه و . . . ) راه ندارد . ( و الحاصل . . . ج ص 79 ، س 9 ، ق ص 48 ، س 14 ) .