عقلاء و علماء در همه موارد خواهد بود .
( نعم لو كان المخبر . . . ) از اصل مزبور موردى را استثناء مىنمايد : آرى اگر مخبر از كسانى باشد كه در خبر دادن زياد دچار خطاء و اشتباه مىشود خبر حسى چنين كسى بخاطر عدم جارى شدن اصل مذكور ، از اعتبار ساقط است .
( و لذا يعتبرون فى الشاهد و الراوى الضبط . . . ج ص 78 ، س 24 ق ص 48 ، س 6 ) .
اين عبارت بازگشت به اصل مطلب دارد نتيجه بحث اين شد كه آيه نباء تنها احتمال تعمّد در كذب را از شخص عادل نفى مىنمايد و احتمالات خطأ و اشتباه و غيره بتوسط اصل عدم ، نفى مىشوند و لذا در مورد راوى و شاهد وجود ضبط و نداشتن حالت نسيان و فراموشى را شرط نمودهاند و اگر آيه بر نفى همه احتمالات دلالت داشت چنين اشتراطى ، معنى و مفهوم نداشت بنابراين مورد نظر آيه خبر حسى مىباشد و خبر مبتنى بر حدس را شامل نخواهد شد . ( و ان كان ربّما يتوهم الجاهل ثبوت ذلك . . . ) گرچه شخص جاهل و بىخبر ، توهم مىنمايد بر اينكه آيه نباء اقتضاى نفى همه احتمالات را دارد به اين معنا : از آيه استفاده مىشود كه در خبر عادل احتمالات تعمّد در كذب و خطاء و اشتباه و سائر احتمالات ، محكوم بفناء مىباشند و لكن اجماع و اتفاق ، آيه مباركه را تخصيص مىزند و وجود ضبط و عدم حالت فراموشى را در مخبر معتبر مىداند .
( الّا ان المنصف يشهد . . . ) . شخص باانصاف توهّم مذكور را رد مىنمايد و با كمال اطمينان شهادت مىدهد بر اينكه اشتراط ضبط در همه موارد آن ( شهادة دادن و روايت نقل كردن و جواز تقليد از مجتهد ) بخاطر دليل خارجى ( اجماعى كه مخصّص آيه باشد ) نخواهد بود و بلكه بخاطر آنست كه ادلّه حجيّت خبر واحد ( آيه نباء و غيرها ) تنها احتمال تعمّد در كذب را از شخص عادل نفى مىكند و سائر احتمالات توسط اصل عدم ، نفى مىشوند و مورد نظر ادلّه ، خبر متعارف كه مبتنى بر حس است مىباشد و ادلّه هرگز احتمال خطاء و غفلت و عدم اصابه بواقع و غيره را نفى نخواهند كرد .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 162
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٦٢