( و ان لم تكن الكثرة بحيث يوجب التوقف فيها . . . ) كثرة لغات و الفاظ نامعلوم ، به حدى نيست كه توقف در آنها باعث محذوريّت شود محذوريت يعنى مجبور شود كه برائت را جارى نمايد و يا به مشكلات احتياط مبتلا گردد ( و لعلّ هذا المقدار . . . ) همين اندازه انسداد با ضميمه اجماعات و اتفاقات ( سيد مرتضى و فاضل سبزوارى دليل اول و دوم و سوم مدعى بودند كه اتفاق و اجماع علماء و عقلاء و فقهاء مسلمين بر مراجعه بقول لغوى حاصل است ) مستفيضه و ادعا شده ، در حجيّت قول لغوى كافى مىباشد .
فتأمل . شايد اشاره به اين است كه انسداد مذكور ناقص است و لو با اجماعات ادعاشده ( منقول ) ضميمه شود ، توان اثبات حجيّت قول لغوى را ندارد .
( و من جملة الظنون الخارجة عن الاصل الاجماع المنقول ) ( بخبر الواحد . . . )
يكى از ظنونى كه در نزد عدّهاى از علماء از جمله ظنون خاصّه و خارج از تحت شمول قاعده و اصل حرمت عمل به ظن مىباشد ، ظن حاصل از اجماع منقول است . جهت منقّح شدن موضوع بحث ، اقسام اجماع را بعد از بيان معناى لغوى و اصطلاحى آن ، شمارش و هركدام را معرّفى مىنماييم
از نظر لغت « اجماع » در چندين معنا به كار رفته است 1 - عزم و قصد ( لا صيام لمن لم يجمع الصيام الى الليل ) 2 - اتفاق ( اجمع العلماء على كذا ) . در اصطلاح اصولى اجماع يك نوع اتفاق خاصّى مىباشد اجماع از نظر اصطلاح علم اصول به دو قسم تقسيم مىشود قسم اوّل اجماع محصل : آنست كه مثلا صاحب جواهر شخصا اقوال و آراء همه فقهاء را تحصيل نموده به اين كيفيّت كه اقوال علماء را از خود آنها شنيده است و يا در كتاب آنها رؤيت نموده و لذا در كتاب خود مىفرمايد : ( جلسه استراحت ) در نماز واجب است اجماعا . قسم دوم اجماع منقول : آنست كه خود شخص اقوال را تحصيل نكرده و بلكه كسى ديگرى برايش نقل كرده است .