تشخيص اصل ظهور است . مرحوم شيخ جهت جلوگيرى از اينكه دو مسئله مذكور بهم اشتباه نشود توضيحاتى بيان مىفرمايد و ما آنها را شمارهبندى نموده و با ذكر مثالهاى ، مورد توجه قرار مىدهيم : 1 - توقف جماعة فى المجاز المشهور . . . ) فرض مىكنيم در روايتى فرموده ( صلّ . . . ) لفظ صلاة در اركان مخصوصه مجاز است و به حد شهرة رسيده است ، عدّه از علماء كلام مذكور را حمل بر اجمال مىنمايند . 2 -
( الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ
وَ بُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ . . . )
ضمير بعولتهنّ به بعضى مطلقات كه مطلّقه رجعى باشد رجوع نموده و اين رجوع ضمير ، باعث اجمال شده است كه منظور از مطلقات ، عام است و يا خصوص مطلقات رجعى . 3 - چند جملهاى كه با يك استثناء تعقيب شده است مثلا اكرم النحويين و الفلاسفة و الفقهاء الّا الفسّاق منهم ، استثناى مذكور باعث مىشود كه جملات قبل از آن از لحاظ اراده عموم و يا خصوص از آنها مجمل باشند . 4 - ورود امر در مظان حظر و منع : مثلا مريضى كه گمان داشته خوردن انار برايش ممنوع است طبيب به او مىگويد : ( كل الرّمان ) اين امر از لحاظ دلالت بر وجوب و يا اباحه مجمل مىباشد . 5 - ورود نهى در مظان ايجاب : مثلا آقاى مريض گمان داشته كه خوردن شير برايش لازم و واجب است طبيب برايش مىگويد لا تشرب اللّبن ، اين نهى از لحاظ دلالت بر حرمت و يا اباحه ، مجمل است . علىاىحال موارد مذكور از مصاديق صورت اوّل است كه اصل ظهور محقق و محرز نمىباشد و مقرون بودن كلام به قرائن حاليه و مقاميه باعث شده است كه كلام از حالت ظاهر بودن بيرون شود و از جمله مجملات به حساب آيد .
موارد ذكر شده از مصاديق قسم و صورت اول بود .
و لم يتوقف احد فى عامّ بمجرّد احتمال . . . ج ص 73 س 5 ق ص 45 س 3 )
و اما قسم و صورت دوّمى ( كه ظهور محقق است و اصالة الحقيقه جارى مىباشد ) كه در اصل وجود قرينه و يا در قرينيّت كلام منفصل ، شك و ترديد وجود دارد . شك و ترديد در اصل وجود قرينه و يا در قرينيّت كلام منفصل ، كلام را از ظهور بازنمىدارد مثلا مولى فرموده است : ( اكرم العلماء ) بعدا فرموده است