حق شخص غائب حجت نخواهد بود براى كه اگر قائل شويم بر اينكه علماء و اهل لسان اتفاق دارند بر اينكه ظن بمراد متكلم كه از اصل عدم غفلت براى مخاطب ، حاصل مىشود ، حجت است ، متأسفانه اين ظن مخصوص ، براى غائب و لو بشمول خطاب غائبين را ، قائل شويم ، حاصل نمىشود براى كه اصل عدم قرينه براى شخص غائب حجيّت ندارد و اگر قائل شويم بر اينكه علماء و اهل لسان اتفاق دارند بر اينكه ظن بمراد متكلم كه براى شخص از طريق اصل عدم قرينه حاصل شده است ، حجت است ( فهو جار فى الغائبين . . . ) حصول اين ظن در مورد غائبين هم جريان دارد و لو آنكه آنها مشمول خطاب نباشند چه آنكه شخص غائب چه مقصود بافهام باشد و يا نباشد از طريق فحص از قرينه و عدم وجدان قرينه ، ظن بمراد متكلم حاصل مىنمايد .
دليل چهارم : ( و ممّا يمكن ان يستدلّ به ايضا . . . ) بر اينكه بين من قصد و غيره ، فرقى وجود ندارد ( ما ورد فى الاخبار . . . ) اخبار و رواياتى است كه از نظر معنا متواترند ، كه در رابطه با روايات متعارض ، دستور به مراجعه به كتاب و عرضه نمودن بر كتاب عزيز دادهاند اين اخبار متواتر ، از لحاظ سند قطعى مىباشند و از نظر دلالت نصّ و تصريح دارند و از اين اخبار بطور وضوح استفاده مىشود ظاهر كتاب براى همه ( من قصد و غيره ) حجيّت و اعتبار دارد .
( فان هذه الظواهر المتواترة حجّة للمشافهين . . . )
اين عبارت پاسخ از سؤال مقدّر است سؤال اين است كه تمسك باخبار مذكور يعنى تمسك به ظاهر ، چه آنكه اخبار مذكور از لحاظ دلالت از جمله ظواهرند و جهت اثبات حجيّت ظواهر تمسّك و استدلال به ظواهر ، مصادره بمطلوب و مدّعى را دليل قرار دادن است . جواب اين است كه ظواهر اخبار متواتره براى مشافهين و آنهائى كه اين اخبار را بطور شفاهى شنيدهاند حجّت است . بنابراين يقين داريم كه مشافهين از اخبار مزبور استفاده نمودهاند كه عمل بظواهر آيات واجب است و نظر بر اينكه همه عباد در وجوب عمل بظواهر آيات با هم شريكند سرانجام ثابت مىگردد كه عمل بظواهر كتاب براى همه
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 135
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٣٥