شيخ اعظم تحت عنوان « يمكن التوجيه » مىخواهد بفهماند كه فرمايش ميرزاى قمى بر يك مطلب دقيق علمى و اصولى ، مبتنى مىباشد و سخن او را نبايد دستكم گرفت و تنها به ظاهر آن اكتفا نمود و ما حصل مطلب از عبارت « و يمكن التوجيه » تا عبارت ( و لكن الانصاف ) از قرار ذيل است : دقّت و توجه به چند نكته ماهيّت قول بتفصيل ميرزاى قمى را در رابطه با ظواهر كتاب ، مشخص و برملا مىسازد و معلوم مىشود كه تفصيل مزبور بر يك ماجراى دقيق علمى و اصولى ، استوار خواهد بود .
1 - علماء و اهل لسان همه قبول دارند كه ظهور لفظى ( ظاهر كلام ) نه بخاطر تعبد و نه بخاطر افاده ظن فعلى و بلكه فقط بخاطر افاده ظن نوعى و اينكه مخاطب از ظاهر لفظ به مراد و مقصود متكلم ، ظن حاصل مىنمايد ، حجّت و معتبر مىباشد .
2 - متكلّم وظيفه دارد كه كلامش را براى شخص مقصود بافهام ، طورى ادا نمايد كه جناب مخاطب و مقصود بافهام ، مراد متكلم را بفهمد و باشتباه نيفتد مثلا اگر منظورش رؤيت حيوان مفترس است بايد بگويد رأيت اسدا و اگر رؤيت رجل شجاع است بايد بگويد رأيت اسدا يرمى .
3 - مخاطب مقصود بافهام اگر دچار خلاف مراد متكلم و اشتباه شود يا بخاطر آنست كه متكلّم در اداء كلام غفلت نموده و مقصود را آنطورى كه بايد نفهمانده است و يا بخاطر آنست كه مخاطب از قرينه و غير ذلك غفلت نموده است احتمال غفلت متكلّم و سامع ذاتا ضعيف است و علماء و عقلاء متفق القول هستند در اينكه باحتمال مزبور در گفتهها و كردارها ، نبايد اعتنا شود و مخصوصا در محل بحث احتمال غفلت از ناحيه متكلّم ، بههيچوجه قابل توجه نمىباشد چه آنكه گوينده آيات و روايات ، معصوم بوده و غفلت از شأن معصوم ( ع ) بدور خواهد بود .
4 - مقصود بافهام و غير مقصود بافهام باهم تفاوت دارند شخص مقصود بافهام در مقام حصول ظن بمراد از كلام ، فقط با يك عدد احتمال مواجه است و
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٨