الّا ان يقال انها لا تشمل . . . .
آرى ممكن است كسى بگويد كه آيات ناهيّه ، حرمت عمل به ظن حاصل از هر شيئى را ثابت مىنمايد و امّا خود را شامل نخواهد شد مثلا مولى به عبدش مىگويد اگر زيد هر خبرى كه از طرف من به تو گفت تصديقش بكن زيد صدتا خبر از طرف مولى گزارش نمود و خبر صد و يكم را آورد و گفت اين خبرهاى را كه از طرف مولى به تو گفتم همه دروغ بود بايد اين خبر صد و يكم را تصديق بكند يعنى آن صد خبر همه دروغ بوده است اين خبر صد و يكم هم خبرى از خبرهاى زيد است و خبر صد و يكم شامل خودش نمىشود و اصلا در ذهن عبد خطور نمىكند كه اين خبر صد و يكم هم دروغ باشد چه آنكه لفظ خبر صد و يكم از شمول خبر صد و يكم ، قاصر مىباشد و يا مثلا كارد و چاقو همه چيز را مىبرد ولى دستهاش را نمىتواند ببرد بنابراين آيات ناهيه بقيه ظواهر را شامل مىشود ولى خودش را شامل نخواهد شد .
فتأمل : وجه تأمل شايد اين باشد : گرچه از نظر ظهور لفظى آيات ناهيه خود را شامل نمىشود و قاصر الشمول است منتهى از نظر تنقيح مناط خود را ايضا شامل مىشود چه آنكه مناط و انگيزه نهى از عمل بظواهر ، همان افاده ظنّ مىباشد و آيات ناهيه بهنوبه خود مفيد ظن است و بدينسان آيات ناهيه ، از عمل به ظاهر آيات ناهيه ايضا نهى خواهد نمود .
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 126
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٢٦