تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
قوله و بازاء هذا التوهم توهم . . . ج ، ص 66 ، س 23 ، ق ص 40 ، س 20 توهم مذكور اين بود كه آيات ناهيّه از حجيّت و اعتبار ظواهر كتاب جلوگيرى مىنمايد در نقطه مقابل آن توهم ، توهّم ديگرى وجود دارد مبنى بر اينكه ظواهر كتاب از تحت آيات ناهيّه خروج تخصّصى ( مانند خروج جهّال از تحت شمول اكرم العلماء ) دارد چه آنكه ظواهر كتاب بخاطر وجود دليل قطعى بر حجيّت آن ، از وادى غير علم و از جمله ظنون بودن ، بيرون مىرود و دست آيات ناهيّه هرگز به دامان ظواهر كتاب نمىرسد . ( و فيه ما لا يخفى . . . ) ناگفته معلوم است كه دليل قطعى هرگز نمىتواند غير علم را به علم تبديل نمايد . و اما التفصيل الآخر فهو الّذى يظهر من صاحب القوانين . . . ج ص 67 ، س 1 ، ق ص 40 ، س 22 . ما حصل سخن مرحوم قمى اين است كه ظاهر كلام براى كسى بعنوان ظن خاص ، معتبر است كه مقصود بافهام باشد مقصود بافهام گاهى مخاطب است و در جلسه حضور دارد مثلا پيغمبر اسلام در مسجد مدينه به مسلمين حاضر در مسجد مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ . . .
و گاهى مقصود بافهام مخاطب نيست و در جلسه مكالمه حضور ندارد مثلا پيغمبر اسلام آيه‌اى را مىخواند كه مقصود بافهام هم حاضرين در جلسه هستند و هم غائبين مىباشند . نتيجه : رواياتى كه در مقام پاسخ از سؤال ، از ائمه ( ع ) صادر شده است براى ماها حجيّت ندارند چه آنكه ماها مقصود بافهام نمىباشيم و همچنين ظواهر آيات قرآنى براى ماها اعتبارى ندارد چه آنكه ظواهر قرآن مانند كتاب‌هاى تصنيف شده كه همه خواننده‌ها مقصود بافهام هستند ، نمىباشد و نسبت به ظواهر كتاب ماها ، مقصود بافهام نمىباشيم و براى ما حجيّت نخواهند داشت . ( الا من باب الظنّ المطلق . . . ) آرى از باب ظن مطلق حجّت است و لكن ما در صدد آنيم كه حجيّت ظواهر كتاب را از باب ظن خاص ثابت نمائيم . ( و يمكن التوجيه . . . ج ص 67 ، س 9 ق ص 41 س 3 )
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 127 | الشيخ الأنصاري / عبدالله اصغرى