تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 10

مساهمون:

ص١٠
نمىتواند مدعى شود كه تعبد به ظن بطور قطع و يقين استحاله و جهت مقبّحه ندارد ادعاى كذائى متفرّع برآنست كه عقل انسان بر تمام جهات محسّنه و مقبّحه مسئله مورد بحث ، احاطه و تسلّط داشته باشد ، و چنين چيزى تنها از عالم الغيب ساخته است و ( هو غير حاصل فى ما نحن فيه ) و يا اينكه مسئله مورد بحث از مسائل بديهى و ضرورى باشد ( و هو غير حاصل فى ما نحن فيه . ) شايد در تعبد بظنّ جهت مقبحه‌اى باشد و عقل ما نتواند آن را درك نمايد . فالاولى ان يقرر هكذا . . . . شيوه موزون و سالم در تقريب استدلال از اين قرار است : مسلك و روش عقلا در مورد امكان و شىء ممكن ، آنست كه راجع به شىء مورد نظر فحص و جستجوى انجام مىدهند اگر مانعى در كار نبود و امتناع آن باثبات نرسيد ممكن بودن آن شىء را اعلام مىنمايند و به حكم فرمايش شيخ الرّئيس ( كلّما قرع سمعك و لم يقم على امتناعه دليل فذره فى بقعة الامكان ) آن شىء را از ممكنات مىشناسند . راجع بتعبد بظنّ بتأمل و تفحّص مىپردازيم و از ناحيه عقولمان مىبينيم جهت استحاله و تالى فاسد و عواقب نامطلوب وجود ندارد . مواجه نشدن با مانع همانا و حكم كردن بامكان وقوعىّ تعبّد به ظن همانا . ( دقّت فرمائيد ) فرق بين شيوه استدلال شيخ « ره » با شيوه استدلال مشهور آنست كه در شيوه استدلال مشهور مىگفتيم : علم و يقين به عدم « ما يوجب القبح » داريم و در شيوه شيخ مىگوييم : علم و يقين بوجود ما يوجب القبح نداريم تفاوت ميان علم داشتن به عدم « ما يوجب القبح » و علم نداشتن بوجود « ما يوجب القبح » همان تفاوتى است كه ميان ماه من تا ماه گردون از زمين تا آسمان است . در مورد تعبد به ظن ادّعاى علم و يقين داشتن بعدم ما يوجب القبح ، ادعاى است بس بزرگ و كمرشكن و ادّعاى علم و يقين نداشتن بوجود « ما يوجب القبح » ادّعاى است معقول و قابل تحمّل كه با تفحّص و جستجوى از وجود مانع و برخورد نكردن بمانع ، قابل