مشهور است و تعبد به ظن را ممكن مىداند .
[ المقام الاول امكان تعبد بالظن مطلقا ]
مراد از امكان امكان وقوعى است البته بايد توجه داشت كه امكان داراى چند قسم است 1 - امكان ذاتى چيزى است كه وجودش بحسب ذات ممنوع نمىباشد در مقابل امكان ذاتى امتناع ذاتى و وجوب ذاتى قرار دارد امتناع ذاتى مانند اجتماع ضدّين و نقيضين
2 - امكان وقوعى چيزى است كه فرض وجود آن محالى را در پى ندارد مثلا نطفه انسان ممكن است به صورت انسان درآيد و يا مثلا قيام و قعود زيد امكان وقوعى دارد . در مقابل امكان وقوعى ، امتناع وقوعى قرار دارد كه فرض وجود آن محذور عقلى در پى خواهد داشت .
يعنى بحسب ذات امتناعى ندارد ولى بالعرض ، امتناع دارد مثلا وقوع قيام زيد در حال قعودش امتناع دارد چه آنكه در حال واحد ، وجود قيام و قعود اجتماع ضدّين است و محال خواهد بود .
در مورد بحث مراد از امكان « امكان ذاتى » نمىباشد چه آنكه تعبّد بظنّ چيزى نيست كه به مجرد تصوّر و لحاظ آن ، عقل حكم به استحاله نمايد . يعنى تعبد بظنّ مانند اجتماع نقيضين نيست كه استحاله ذاتى داشته باشد و همچنين مراد از امكان ، « امكان احتمالى » ايضا نيست همان امكان احتمالى كه مورد نظر شيخ الرّئيس در قول معروفش مىباشد : كلّما قرع سمعك فذره فى بقعة الامكان ما لم يذرك ساطع البرهان .
« هرچه به گوشت رسيد آن را در بقعه و قلمرو امكان قرار بده البته تا مادامىكه دليل و برهان قطعى بر امتناع آن چيز دلالت نكند » چه آنكه امكان احتمالى يك امر تكوينى مىباشد و قابل نزاع نخواهد بود .
بلكه مراد از امكان و امتناع مورد بحث بين مشهور و ابن قبه ، امكان وقوعى و امتناع وقوعى مىباشد مشهور و معروف كه يكى از آنها خود مرحوم شيخ است