* مطلب دوم : مبحث اطلاق بدلى و شمولى :
اطلاق بر دو گونه است :
1 ) اطلاق بدلى ؛
2 ) اطلاق شمولى .
مقصود از « اطلاق بدلى » : « فراگيرى » و « سرايت حكم » است به افراد موضوع يا متعلّق به نحو « عليالبدل » ، يا به تعبيرى : سرايت به نحو « عطف به او » ، يعنى : « هَذا الفَرد ، أو : ذَاكَ ، أو : ذَاكَ . . » ؛ نظير : « أكْرِمْ عَالمِاً » كه بدين معنا است كه : « أكْرِمْ هَذا العَالمَ ، أو : ذَاكَ العَالمَ ، أو : الثالثَ ، أو : الرابع ، وهكذا . . » .
و مقصود از « اطلاق شمولى » : « فراگيرى » و « سرايت حكم » است به افراد موضوع يا متعلّق به نحو « شمول » و « استيعاب » ؛ نظير : « أكْرِمْ العُلماءَ » كه به معناى « أكْرِمْ كُلَّ عَالمٍ » است ، يا به تعبيرى : شمول به نحو « عطف به واو » ، يعنى : « أكْرِمْ هَذا العَالمَ ، وَذاك ، وَذاك . . » تا آخر .
در اينجا اشكالى وجود دارد كه بايد در جستجوى حلّ آن بود ، و آن اشكال اين است كه با آنكه مقدّمات حكمت در كليهء موارد اطلاق ، يكى است ، علّت چيست كه نتيجهء آنها در برخى موارد نظير : « أكْرِمْ عَالماً » اطلاق بدلى است ، و در برخى موارد نظير : « أكْرِم العَالمَ » اطلاق شمولى است ؟ !
اين اشكال - بالاخصّ - در موارد متعلّق امر و نهى مطرح مىشود ؛ زيرا با آنكه مقدّمات حكمت در متعلّقات اوامر ، عين مقدّمات حكمت در متعلّقات نواهىاند ؛ لكن ، نتيجهء اطلاق در متعلّقات اوامر ؛ نظير « صلِّ » ، اطلاق بدلى است و در متعلّقات نواهى ؛ نظير : « لا تَغْصِبْ » ، اطلاق شمولى است . سؤالى كه اينجا مطرح است اين است كه : علّت اين تفاوت در نتيجهء اطلاق بين متعلّقات اوامر و متعلّقات نواهى چيست ؟
در حلّ اين اشكال نظرياتى چند وجود دارد :