منتفى مىشود و مراد از « جنس وجوب » : همهء افراد وجوب است ؛ اگرچه در ضمن جعلهاى ديگر باشند .
آنچه در مفهوم « قيد » يا « شرط » مورد بحث است ، اين است كه : آيا تقييد يا هيئت شرط يا ادات ، در جملهء شرطيه ، در مرحلهء دلالت تصوّرى ناشى از وضع ، دلالت بر نفى وجوب به عنوان كلّى ( سنخ وجوب ) با انتفاى وصف يا شرط دارد يا ندارد ، در صورت اثبات مفهوم ، هيئت تقييد يا هيئت شرط يا ادات آن بر اين معنا دلالت خواهند داشت كه با انتفاى قيد وصفى يا شرطى ، وجوب به طور كلّى - نه خصوص حكم به وجوبى كه در متن قضيه مقيده يا مشروطه آمده است - از موضوع قضيه منتفى است .
بنابر اين ، ميان قاعدهء احترازيت قيود ، و قاعدهء « دلالت جملهء مقيده به وصف ، يا به شرط ، بر مفهوم » دو فرق اساسى وجود دارد :
1 ) در قاعدهء احترازيت قيود ، مورد بحث ، دلالت تصديقى كلام است كه - همانگونه كه توضيح داده شد - از شؤون مقام استعمال است ؛ نه وضع ، در حالى كه در قاعدهء دلالت بر مفهوم ، مورد بحث ، وضع هيئت يا ادات است براى افادهء مفهوم - كه نتيجهاش دلالت تصورى ناشى از وضع است - .
2 ) مورد بحث در قاعدهء احترازيت : انتفاى شخص حكم مجعول در قضيهء مقيده است با انتفاى قيد ؛ در حالى كه در قاعدهء مفهوم ، مورد بحث ، انتفاى سنخ حكم مجعول است با انتفاى قيد يا شرط .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٤٤٦