قواعد اجمال و تبيين
قواعد مربوط به اجمال و تبيين در كلام بر دو دستهاند ؛ زيرا كلام در رابطه با اجمال دو حالت دارد :
1 ) حالت اجمال كه حالت نخستين كلام مجمل است ؛
2 ) حالت تبيين كه حالت دوم كلام مجمل است ؛ يعنى حالتى كه با در نظر گرفتن وسايل و موجباتى است كه متكلّم براى بيان مقصود و رفع اجمال كلام خويش در نظر مىگيرد .
بنا بر اين در اينجا دو مبحث اصلى وجود دارد :
مبحث اول : قواعد مربوط به اجمال در كلام :
قواعد اجمال در كلام را مىتوان در سه اصل خلاصه نمود :
* اصل اول :
در اجمال كلام بايد غرضى عقلايى ( عاقلانه ) وجود داشته باشد كه با غرض اصلى از كلام كه بيان مقصود است منافات نداشته باشد .
در اينجا دو مطلب وجود دارد :
1 ) در اجمال بايد غرضى و هدفى عاقلانه وجود داشته باشد : دليل اين مطلب روشن است ؛ زيرا - همانگونه كه در گذشته اشاره كرديم - كلام يا گفتار نوعى رفتار عاقلانه است كه محكوم قاعدهء كلى « امتناع عادى صدور رفتار لغو و بيهوده از عاقل هوشيار » است .
2 ) غرض يا هدف از اجمال نبايد با غرض كلى عاقلانه از رفتار كه بيان مقصود است در تضاد باشد : دليل اين مطلب نيز قبح نقض غرض در فعل فاعل حكيم است يا به تعبيرى ديگر : نقض غرض با رفتار عاقلانه ( عقلائى ) سازگار نيست ، و از آنجا كه غرض عاقلانه رفتار گفتارى بيان مقصود است ، رفتار گفتارى نبايد به حالتى درآيد كه در آن بيان مقصود كلًا منتفى يا غير ممكن گردد .
* اصل دوم :
اجمال مطلق در كلام و سخن عاقلانه ( عقلايى ) راه ندارد . بنا بر اين ، اجمالى كه در كلام عقلايى پديد مىآيد همواره اجمال نسبى است . اين اصل نتيجهء اصل اول است .