منشأ انتزاع جامع مفهومى ، حيثيتى ماهوى و عرضى در نظر گرفته شد ؛ در حالى كه در بيان محقّق عراقى حيثيتى وجودى ، منشأ انتزاع جامع مفهومى در نظر گرفته شده است .
* فرضيه سوّم ( فرضيه محقّق اصفهانى ) :
محقّق اصفهانى ( رحمه الله ) در تصوير جامع ، بيانى ايراد فرموده است كه توضيح آن با ذكر چند مقدمه ميسّر است :
* مقدمه اوّل : سعه در ماهيات ناشى از ضعف و ابهام است ؛ بر خلاف سعه در وجود كه ناشى از شدّت وقوت است . ماهيات در موارد ضعف و ابهام سعه و اطلاق دارند و وجود هر چه شدت وقوت بيشتر پيدا مىكند از سعه و اطلاق بيشترى برخوردار مىشود .
* مقدمه دوّم : در ماهيات حقيقيه - كه مندرج در مقولهاى خاص از مقولاتاند - از ناحيهء مقوّمات مقولهاى و نوعى هيچ ابهامى نيست ؛ مثلًا : « انسان » ، از ناحيهء « حيوان ناطق » بودن ابهامى ندارد ؛ لكن از ناحيهء مشخّصات عرضى مبهم است ؛ به اين معنا كه در مفهوم « انسان » ، مشخّصات عرضى - نظير : طول و عرض و لون و حجم و ساير خصوصيات كمّى و كيفى - مندرج نيست . و به دليل همين ابهام ، مفهوم انسان نسبت به مشخّصات عرضى ، سعه و شمول دارد و بر همهء خصوصيات و مشخّصات فرديه قابل تطبيق است . لكن ، در ماهيات غير حقيقيه كه تركيبى از چند مقولهاند و مىتوانند تركيبات مقولهاى گوناگون داشته باشند - نظير مركّبى كه نام « صلاة » بر آن نهاده مىشود - علاوه بر ابهام از ناحيهء مشخّصات عرضى ، ابهامى ديگر از ناحيهء مقولات تركيبى وجود دارد . و لهذا در ماهياتى از اين دست ، تركيبى خاص منظور نمىشود ؛ بلكه تركيبى مبهم از مقوّمات مختلفهاى كه قابليت فزونى و كاستى و تبديل و جا بهجايى دارند در نظر گرفته مىشود ؛ نظير آنچه در ماهيت تركيبى « خمر » ملاحظه مىشود . « خمر » ماهيتى است كه مىتواند از مادهء « انگور » يا مادهء « خرما » يا موادى ديگر و با تر كيبات و مقارنات گوناگون شكل بگيرد . در اين گونه ماهيات ، ابهام چند برابر است ؛ زيرا نه تنها به لحاظ عوارض مشخّصه مبهماند ؛ بلكه بهلحاظ مقولاتى كه در تركيب اين ماهيات دخالت دارند نيز كاملًا مبهم و نامعيناند . چيزى كه نام « صلاة » يا ساير اسامى عبادات و معانى شرعيه بر آن گذاشته مىشود از اين قبيل است . يعنى ماهيتى است مبهم كه نه تنها از ناحيهء عوارض مشخّصه قابل تنوّع و تغيير است ؛ بلكه از ناحيهء اجزاى تشكيل دهنده و مقولاتى كه در تركيب آن منظور مىشود نيز كاملًا متغير و مبهم و نامعين است .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 355
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٣٥٥