تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
نمود كه آن مناسبت مورد نظر شارع بوده است ؛ زيرا اين احتمال را نمىتوان منتفى دانست كه مناسبتى ديگر در مد نظر شارع بوده باشد كه به لحاظ آن مناسبت اين اولويت معكوس باشد ، يا اولويتى در كار نباشد ! خلاصه اينكه به فرض آنكه اولويت يكى از دو معناى مجازى ثبوتاً معقول و ممكن باشد ، راهى براى اثبات لحاظ اين اولويت در استعمالات شرعيه وجود ندارد و حاصل اشكال محقّق آخوند صاحب كفايه همين است . آنچه گفتيم جانمايهء مطالبى است كه محقّق صاحب كفايه و استاد شهيد در اين بحث ايراد فرموده‌اند . * چند تأمّل در كلام آخوند و شهيد صدر : در فرمايشات دو متفكّر بزرگوار - صاحب كفايه و استاد شهيد - در اين زمينه چند تأمّل وجود دارد : 1 ) نظريهء مجاز اولى بر مبناى نظريهء حكايت اعتبارى در تفسير وضع - كه نظريهء مختار است - بر اساس ترتّب حكايت ، قابل تفسير و تبيين است . توضيح اينكه : در محلّ خود گفته شد : مناسبت مصحّح استعمال مجازى ، قوهء حكايتى است ذاتى كه در معناى حقيقى از معناى مجازى وجود دارد كه موجب قوهء حكايتى ثانوى در لفظ نسبت به معناى مجازى مىشود . اين قوهء حكايت گاهى به طور ترتبى از معناى مجازى به معناى ديگر سرايت مىكند ؛ بدين معنا كه احياناً معناى مجازى اول نيز - همچون معناى حقيقى نسبت به معناى مجاز اوّل - قوهء حكايت از معناى مجازى ديگرى دارد كه سبب مىشود لفظ قوهء حكايت مع‌الواسطه‌اى نسبت به معناى مجازى دوم پيدا كند . اين قوهء حكايت ، مترتّب بر قوهء حكايت دوّم است كه قوهء حكايت معناى حقيقى است از معناى مجازى كه اين نيز مترتّب بر قوهء حكايت لفظ است از معناى حقيقى . بنابراين نظريه ، معناى مجازى اوّل اولى از معانى مجاز ديگر است ؛ زيرا حكايت لفظ از معانى ديگر مترتّب بر حكايت آن است از معناى مجازى اوّل ؛ لكن بر مبناى ساير نظرياتى كه در مسألهء مجاز وجود دارد ، تصوّر مجاز اولى بى اشكال نيست ؛ زيرا مناسبتى كه بين معناى مجازى اوّل و معناى مجازى دوم وجود دارد اگر موجب مناسبت معناى دوم با معناى حقيقى بشود كه ترتب مَجازات حاصل نمىگردد ؛ بلكه مجاز دوّم نيز همچون مجاز اوّل داراى علاقهء مصحّحه استعمال مجازى است و مجاز اولى مجال تحقق ندارد . و اگر مناسبت بين معناى مجازى اوّل و معناى مجازى دوم موجب مناسبت معناى مجازى دوّم با معناى حقيقى نشود علاقهء مصحّحه وجود ندارد پس مجاز ثانى صحيح نيست ؛ 2 ) مجاز اولى را بر هر مبنا تصور كنيم تصوّر تأثير و دخل صحّت يا اعمّيت در اولويت معنا مشكل است ؛ زيرا اگر مبناى صحّت مجاز قوهء حكايت ذاتى باشد - چنان كه مختار ماست -