بخش سوم : اركان استعمال
از آنچه در مباحث گذشته گفتيم معلوم شد كه استعمال ارادى تفهيمى جدّى - كه مىتوان از آن به استعمال كامل تعبير نمود « 1 » - چهار ركن اصلى دارد :
1 ) ايجاد كلام به وسيلهء متكلّم ؛
2 ) قصد معنا به وسيلهء متكلّم ؛
3 ) قصد تفهيم و خطاب - كه متوقّف بر وجود مخاطب است - ؛
4 ) ارادهء تفهيم جدّى .
ركن اوّل به سبب رابطهء وضعى بين لفظ و معنا ، منشأ دلالت تصورى مىشود كه كاشف از وجود رابطهء وضعى و دليل بر آن است .
قاعدهء عقلى « قبح لَغويت در فعل حكيم » با تطبيق بر جنبهء فردى گفتار ارادى كاشف از وجود ركن دوّم و دليل بر آن است و با تطبيق بر خطاب ، يا جنبهء اجتماعى گفتار ارادى كاشف از ارادهء خطاب و تفهيم معنا و در نتيجه ، كاشف از وجود ركن سوّم است ، و قاعدهء عقلايى « تطابق اثبات و ثبوت » كاشف از قصد جدّى معنا و نهايتاً كاشف از وجود ركن چهارم است . بنابر اين :
* مبناى دلالت تصوّرى وضع است ، و تبادر كاشف از آن است ؛
* مبناى دلالت تصديقى اول و دوم حكم عقلى است ( حكم عقل به قبح لغو در فعل حكيم ) ؛
* و مبناى دلالت تصديقى سوّم قاعدهء عقلايى « تطابق اثبات و ثبوت است » .
هامش
( 1 ) . به دليل آنكه كاملترين مقاصد استعمالى به وسيل آن تأمين مىگردد . .