ارادى نيز وجود دارد ؛ نظير آنچه در مثال « اخم » و « لبخند » گفتيم . بنابراين ، دلالتهاى تصديقى ، ناشى از وضع نيستند ؛ بلكه ناشى از رابطهء ذاتى عادى رفتارها با انگيزهها مىباشند كه در نتيجهء آن « رفتار گفتارى ارادى » ؛ يعنى : همان ايجاد ارادى لفظ موضوع بر معنا ، يا به تعبيرى ديگر : « استعمال ارادى » دلالت بر انگيزههاى متناسب با آن خواهد داشت .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 304
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص٣٠٤