تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 30

مساهمون:

ص٣٠
لكن اينجا سخن در اين است كه : كدام يك از اين امور ، ملاك اصلى تمايز علوم از يكديگر است - به‌گونه‌اى كه ديگر جهات تمايز علوم ، فرع بر آن به‌شمار آيند - ؟ همان‌گونه كه گفته شد : هر علمى ، تلاشى در جهت كشف مجهول است ، كشف مجهول از پرسش آغاز مىشود ، با پرسش است كه جستجوگر در پى كشف مجهول ، به جستجو و تلاش بر مىخيزد ؛ لكن هيچ پرسشى در خلأ شكل نمىگيرد و مجهول مطلق پرسش برانگيز نيست ، در انديشهء جستجوگر ، بايد تصوّرى از شئ باشد تا بتواند دربارهء آن به پرسش و جستجو ، برخيزد . آن تصوّر نخستين كه علم با پرسش دربارهء آن آغاز مىشود ، موضوع علم است . از هر پاسخى كه جستجوگر دريافت مىكند پرسشى ديگر بر مىخيزد و مسالهء نوين ديگرى متولّد مىشود . مجموعهء اين مسائل كه همگى پيرامون موضوع علم و جزئيات و مصاديق آن است ، پيكرهء علم را تشكيل مىدهند . توضيح بيشتر اگر بخواهيم به‌گونه‌اى روشن‌تر ، دليل اين مطلب را - كه موضوعات ، ملاك اصلى تمايز علوم‌اند - بيان كنيم ، مىتوانيم چنين بگوييم : ملاك اصلى تمايز بين علوم ، يكى از چند چيز مىتواند باشد : 1 ) موضوع ؛ 2 ) محمول ؛ 3 ) روش ؛ 4 ) غرض . لكن به بيانى كه خواهيم گفت هيچ‌يك از : محمول يا روش يا غرض ، نمىتواند ملاك اصلى تمايز ميان علوم باشد . بنابر اين ، ملاك اصلى تمايز بين علوم منحصراً موضوعات خواهد بود . بيان اين مطلب بر دو مقدّمه توقّف دارد : * مقدمه اوّل : پاسخ بدين پرسش است كه تمايز علوم براى چه ؟ براى پاسخ به اين پرسش لازم است بدانيم كه نسبت علوم با يكديگر به دو گونه است :
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 30 | الشيخ محسن الأراكي