مقدمهسوم : موضوع علم
مشهور در تعريف موضوع علم اين است كه : « موضوعُ كلّ علمٍ ما يبحَثُ فيه عَن عَوارِضِهِ الذاتيّة » « 1 » . براى اينكه موضوع علم بهطور كلّى مشخّص شود و در پرتو آن بتوان موضوع علماصول را نيز مشخّص نمود ، لازم است معناى دو واژه را تبيين كنيم :
1 . عوارض :
مقصود از « عوارض » كه جمع « عارض » است : « محمولات » است و مقصود از « عروض » : « حمل » است . و « حمل » بر سه نوع است :
1 ) « حمل » به معناى « اتّصاف » : كه مىتوان - به تعبيرى - از آن ، به « حمل فلسفى » تعبير كرد . اتّصاف امرى واقعى است و نه امرى علمى ؛ در حالىكه مقصود از عروض در اينجا ، عروض در مقام علم و معرفت است و نه عروض واقعى ، به صرف نظر از علم به آن يا عدم علم به آن . در حمل فلسفى چون اتّصاف واقعى مراد است ، صدق و كذب و حقيقت و مجاز ، متصوّر نيست و از آنجا كه بحث در اينجا دربارهء موضوع علم است و اتّصاف در واقع امرى واقعى است ، نه علمى ، بنابراين ، مراد از عروض ، در تعريف موضوع علم ، حمل به معناى اتّصاف ، نيست ؛
2 ) « حمل » به معناى « اسناد » : كه مىتوان از آن ، به « حمل ادبى » تعبير كرد ، مقصود از اسناد ، اسناد در مقام جملهبندى است ، نظير : اسناد « علم » به « زيد » ، در « زيدٌ عالمٌ » يا اسناد أسديت به او ، در « زيدٌ أسدٌ » . حمل بهمعناى اسناد به دو نوع : مجازى و حقيقى ، صادق و كاذب ، قابل توصيف
هامش
( 1 ) . ر . ك : كفاية الأصول ( با حاشى مشكينى ) 2 : 1 . .