تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
حقيقى خود به‌كار رفته است و دلالتش بر معناى لازم متفرع بر استعمال آن در معناى حقيقى و اصلى آنست . * مطلب چهارم : لوازم عرفيهء معنا از مصاديق لوازم عادى معنا مىباشند . لوازم عادى معنا آنگاه كه تلازم به‌وسيله عرف بوجود آمده باشد يا به‌وسيله عرف شناخته و پذيرفته شود لوازم عرفى معنا به‌شمار مىروند . * مطلب پنجم : تلازم بين دو معنا ( نظير : معناى موضوع‌له و معناى ديگر ) گاه تنها تلازم در عالم ثبوت است يعنى بين دو معنا در واقع تلازم وجود دارد لكن در عالم اثبات تلازمى وجود ندارد ؛ نظير آنجا كه بين دو شىء در عالم واقع تلازم وجود دارد ؛ لكن گوينده و شنونده علم و آگاهى و التفات به اين تلازم ندارند ، و گاه علاوه بر عالم ثبوت در عالم اثبات نيز بين دو معنا تلازم وجود دارد . دلالت لفظ بر لازم معنا متوقّف بر تلازم در عالم اثبات ( يعنى : علم گوينده يا شنونده به تلازم ) نيست « 1 » ، اگر چه ارادهء معناى لازم متوقف بر علم به تلازم است ؛ لكن همان‌گونه كه گفتيم دلالت لفظ بر معناى اصلى يا معناى لازم متوقف بر ارادهء گوينده يا شنونده ( متكلم يا سامع ) نيست . * مطلب ششم : بنابرآنچه گفتيم دلالت لفظ بر لازم معنا متوقّف بر التفات و اراده گوينده يا شنونده نيست ؛ يعنى : تلازم در عالم ثبوت ملاك دلالت است ؛ نه تلازم در عالم اثبات . بنابراين ، ممكن است در عالم واقع بين معناى لفظ و معناى ديگر تلازم باشد ؛ لكن نه شنونده نه گوينده علم به تلازم نداشته باشند . در اين صورت ، دلالت براى عالم به تلازم وجود دارد ؛ اگرچه طرفين به سبب جهل به تلازم ، به اين دلالت توجهى ندارند . تلازم بين دو معنا گاه به‌طورى است كه علم به لازم نياز به واسطه ندارد ؛ يعنى : براى علم به لازم به بيش از لفظ و معناى آن نيازى نيست ؛ زيرا تصور معناى لفظ بدون هيچ واسطه‌اى تصوّر لازم معنا را موجب مىشود ، و ذهن به‌مجرد تصور معنا به تصور لازم پى
هامش
( 1 ) . مقصود از تلازم در عالم اثبات اين است كه تصور ملزوم در عرف اهل لغت هيچگاه از تصور لازم جدا نشود بنابراين در جايى كه علم به تلازم براى افراد عادى حاصل نيست لكن براى فرد يا افراد ويژه‌اى به دليل علم برتر يا ويژه‌اى كه در اختيار دارند علم به تلازم حاصل است ، در چنين موردى تلازم در عالم ثبوت وجود دارد لكن در عالم اثبات وجود ندارد معذلك چون ملاك دلالت كه تلازم در عالم ثبوت است حاصل است انتقال عالم به تلازم از لفظ به معناى لازم ، نتيج دلالت لفظ است بر لازم معنا ، بنابراين در اينجا تلازم در عالم اثبات وجود ندارد لكن دلالت بر لازم وجود دارد . .