تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
اگر چه غرض عقلايى تفهيم و تفاهم همان‌گونه كه با وضع لفظ واحد براى معناى واحد تحقق پذير است با وضع الفاظ متعدد براى معناى واحد نيز تحقق پذير است ؛ لكن جاى اين شبهه وجود دارد كه با توجه به اينكه با وضع لفظ واحد بر معناى واحد غرض عقلايى تفهيم و تفاهم حاصل است ، وضع الفاظ مرادف ديگر فاقد توجيه عقلايى است ؛ زيرا تحصيل حاصل است . بر مبناى اين مدّعا - مدعايى كه اين شبهه مطرح مىكند - ترادف معقول تنها از يكى از دو سبب نشأت مىگيرد : نخست اختلاط اقوام يا ادغام آنها با يكديگر ، و نتيجتاً به‌كارگيرى لفظ موضوع براى معنا در ميان قومى ، از سوى قوم ديگر افزون بر لفظى كه خود بر آن معنا وضع كرده‌اند كه منجرّ به تعدد لفظ موضوع براى معناى واحد مىشود . و ديگر : تسامح در استعمال كه در طول زمان منجر به زوال تفاوت‌هاى دقيق در معانى موضوع لها شده تا جايى كه به تدريج الفاظ متعدد براى معناى واحد وضع تعينى يافته و ترادف بوجود آمده است . مثلًا « قعد » و « جلس » در عرف فعلى اهل لغت عرب تقريباً مترادف محسوب مىشوند ، در حالى كه در اصل ، « قعد » در « نشستن پس از دراز كشيدن » و « جلس » در « نشستن پس از ايستادن » وضع شده است كه به تدريج در نتيجهء عدم رعايت فرق دقيق بين دو معنا در جاى يكديگر به‌كار رفته و مترادف به‌شمار آمده‌اند . پاسخ اين مدّعا اين است كه در فايدهء ترادف همين بس كه الفاظ گوناگون از خاصيت‌هاى فصاحتى گوناگون برخوردارند ، به اين معنا كه هر لفظى آهنگى خاص و وزنى خاص و شكل و هيئتى خاص دارد كه در تركيب با الفاظ ديگر اشكالى گوناگون از صور و هيئت‌هاى وزنى و آهنگى بوجود مىآورد ، و در نتيجه گاه لفظى در كنار الفاظ ديگر از زيبايى بهتر و بيشتر و از آهنگ و وزنى جذّاب‌تر و مؤثّرتر نسبت به لفظى ديگر برخوردار است ، لهذا به‌رغم آنكه هر دو لفظ براى معناى واحدى وضع شده‌اند لكن صورت تركيبيه‌اى كه از يك لفظ با الفاظ ديگر حاصل مىشود از لفظ ديگر حاصل نمىشود ، و بالعكس در جايى ديگر صورت تركيبيه وزنى و آهنگى حاصل از انضمام لفظ دوم با الفاظ ديگر به‌نحوى است كه از تركيب آن الفاظ با لفظ اول حاصل نمىشود . بنابراين ، ترادف نه تنها مفيد است بلكه مىتوان گفت اجمالًا براى آفرينش هيئت‌هاى تركيبى متنوع كه متعلق اغراض متعددهء عقلايى در نظام تكلم است لازم و ضرورى است .