اراده و مقيد به آن نيست و اگر لفظى بر معنايى وضع شد ، لفظ در نتيجه وضع ، خاصّيت حكايت از معنا را پيدا مىكند و در نتيجه حاكى از معنا خواهد بود ، و قيد اراده نه به عنوان مفهوم اراده و نه به عنوان واقع اراده در موضوعله مأخوذ نيست .
توضيح مطلب فوق اين است كه : اگر گفته شود دلالتلفظ بر معنا متوقف است بر اراده در اينجا چند فرض متصوّر است ؛ زيرا مقصود از اراده يا اراده دلالت است يا اراده لفظ است و يا اراده معنا و در همه اين فروض سهگانه مراد از اراده يا واقع خارجى اراده است و با مفهوم ذهنى اراده و مقصود از توقّف دلالت بر اراده يا جزئيت اراده است بهنحوى كه قيد و تقيد هر دو داخل باشند و يا آنكه مقصود شرطيت اراده است بهنحوى كه قيد خارج و تقيد داخل باشد و تمام اين فروض با اشكال مواجهاند .
* اشكالات فروض مذكور :
1 ) اما اگر مقصود از اراده ، اراده دلالت باشد و گفته شود كه مفهوم آن در وضع قيد شده است ، در پاسخ بايد گفت : مفهوم اراده نمىتواند مقصود باشد چه آنكه بهنحو جزئيت مأخوذ باشد يا بهنحو شرطيت ؛ زيرا همانگونه كه توضيح داديم ، وضع عبارت است از نقل حكايت صورت معنا از واقع معنا به لفظ ، بهگونهاى كه لفظ از واقع معنا حكايت كند به همانگونه كه صورت معنا از واقع معنا حكايت مىكند ، و روشن است كه حكايت صورت معنا از واقع معنا مقيد به قيد مفهوم اراده نيست نه بهنحو جزئيت و نه به نحو شرطيت ؛
2 ) امّا واقع خارجى اراده دلالت ، آيا مىتواند قيد دلالت باشد بهگونهاى كه گفته شود لفظ نمىتواند دالّ بر معنا باشد مگر آنكه دلالتلفظ بر معنا مقصود و مراد متكلّم باشد ؟ بنابر نظريهء تعهّد لازمه وضع اين است كه دلالت لفظ بر معنا مقصود متكلّم باشد ؛ زيرا معناى وضع در اين نظريه اين است كه واضع متعهّد مىشود كه قصد نكند معنا را مگر اينكه لفظ را بهكار ببرد يا لفظ را بهكار نبرد مگر آنكه معنا را قصد كند ، كه لازمه آن اين است كه اگر لفظ را بهكار برد ؛ قصد معنا كرده است و قصد معنا كردن ، بهوسيلهء لفظ ؛ همان قصد دلالتلفظ است بر معنا . نتيجه اينكه : بر اساس نظريهء تعهّد ، اگر چه واقعخارجى اراده در دلالت بهنحو شرط يا جزء قيد نشده است بنا بر اقرار قائلان به نظريهء تعهد - لكن ، لازمهء وضع به معناى تعهّد وجود ارادهء متكلّم است حينالاستعمال ، و به عبارتى ديگر بنابر نظريهء تعهّد اگر چه اراده ، مدلول ضمنى وضع نيست لكن مدلول التزامى وضع است ؛
3 ) اما بنابر ساير مسالك در وضع از جمله مسلك مختار ، وضع اعتبارى است كه طرفين آن را تصوّر لفظ و تصوّر معنا تشكيل مىدهند و وجود خارجى اراده نه به نحو جزئيت و نه به نحو شرطيت در وضع مأخوذ نيست ، و لهذا دلالت ناشى از وضع ، مقيد به اراده نيست بلكه در آنجا
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٩١