مطلبدوم : عدم دخالت اراده در وضع به نحو حيثيت تقييدى
صورتهاى علمى حاضر در ذهن كه وسيلهء علم آدمى به حقائق و اشياءند هميشه به عنوان آلى مورد توجه و لحاظ ذهن قرار مىگيرند ، و هرگاه به عنوان استقلالى مورد لحاظ ذهن قرار گيرند تنها به عنوان يك حالت يا صفت ذهنى مورد توجه قرار گرفتهاند ، نه به عنوان يك صورت علمى كه از حقيقتى ماوراى خود كاشف و گوياست .
بنابراين ، با توجه به اينكه الفاظ به عنوان وسيلهاى جهت نقل مقاصد و دانستههاى افراد بشر به يكديگر بهكار گرفته مىشوند ، در حقيقت وسيلهاى جهت نقل همان صور علميه و مقاصد و اهدافى كه به آنها ارتباط دارند ، بهكار مىروند ، و نظريهء مختار در تفسير حقيقت وضع با اين نكته كاملًا همآهنگ است ؛ زيرا بر مبناى نظريهء مختار همانگونه كه صور اشياء حكايت از واقعيات اشياء مىكنند الفاظ موضوعه بر معانى نيز بهوسيلهء وضع كه همان اعتبار حكايت است از خاصّيت حكايت از واقعيات اشياء برخوردار مىشوند و بههمين دليل جهت نقل و انتقال مقاصد و علوم مورد استفاده انسانها قرار مىگيرند ؛ زيرا علوم و مقاصد مربوط به آنها هيچگاه به صور علميه بهلحاظ استقلالى تعلّق نمىگيرند ؛ بلكه به صور علميه بهلحاظ كاشفيت آنها از واقعياتى كه محكىعنه آن صورند تعلّق مىگيرند .
نتيجه اينكه : بر منباى نظريهء مختار در حقيقت وضع - كه با مقاصد انسانها در بهكارگيرى الفاظ سازگار و همآهنگ است - لحاظ ذهن به صور معانى و الفاظ در حين وضع ، لحاظ آلى است ، نه لحاظ استقلالى . و به تعبيرى ديگر مىتوان چنين گفت : مفاهيمى كه ذهن در حين وضع استحضار مىكند مفاهيم به حمل شايعند نه به حملاوّلى و اينكه توجه و لحاظ ذهن به آنها و به الفاظ محموله بر آنها لحاظ آلى است . و مقصود و مراد از لحاظ آلى همانگونه كه معلوم است اين است كه نظر ذهن به واقعيت محكىعنه آنهاست و استحضار صورت آنها تنها براى عبور از آن صور و رسيدن به واقعيتهايى است كه آن صور از آنها حكايت مىكنند .