قرناكيد واقعيتى خارجى است كه امرش دائر بين وجود و عدم است ، و با ارادهء واضع قابل توسعه و تضييق نيست تا بتوان آن را به قيد و شرطى خاص مقيد نمود .
بنابر مبنايى نيز كه در تفسير حقيقت وضع اختيار كرديم ( اعتبار حكايت لفظ از معنا ) كه در آن رابطهء وضعى ميان لفظ و معنا از اعتبار حكايت نشأت مىگيرد ، تقييد وضع به نحوى كه محقّقصاحبكفايه فرموده ممكن نيست ؛ زيرا - همانگونه كه در محل خود توضيح داديم - حقيقت وضع ، اين است كه : ذهن حكايتى را كه بهنحو ذاتى صورت ذهنى معنا از واقع معنا دارد ، براى لفظ اعتبار مىكند . بنابراين ، وضع كه عبارت است از اعتبار حكايت لفظ از معنا ، تابع آن حكايت حقيقى و ذاتى است كه صورت معنا از واقع معنا دارد . بنابراين نظريه صور معانى حينالوضع بهلحاظ آلى در ذهن حضور دارند و اصولًا لحاظ استقلالى كردن به معنا ، معنا را از قابليت وضع لفظ براى آن خارج مىكند ؛ زيرا حكايت صورت معنا را از واقع معنا از بين مىبرد و صورت معنا را از حكايت مىاندازد و در اين حال امكان اعتبار اين حكايت براى لفظ وجود نخواهد داشت .
بنابراين ، هرگونه تقييدى كه با حكايت صورت معنا از واقع معنا سازگار نباشد ممكن نيست و تقييد وضع بهلحاظ آلى و استقلالى از اين قبيل است .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 188
مساهمون: الشيخ محسن الأراكي
ص١٨٨