* [ 5 ] : نظريه حكايت اعتبارى ( نظريه مختار ) :
اين مسلك ، مختار ما در تفسير حقيقت وضع است كه توضيح آن نيازمند چند مقدّمه است :
* مقدمه اوّل : ذهن آدمى قدرت خلق ابتدايى مفاهيم و صور ندارد ، بلكه با تصرّف در صور و مفاهيمى كه از طريق حواس براى وى حاصل گرديده ، مفاهيم و معانى جديدى ابداع مىكند . عمده تصرّفاتى كه ذهن بهوسيلهء آنها به خلق مفاهيم و صور جديد دست مىزند ، عبارتاند از : « تجريد و تعميم » و « تجزيه و تركيب » . ذهن از طريق تجريد و تعميم به كلّيات و از طريق تجزيه و تركيب به مفاهيم اعتبارى دست مىيابد . مثلًا : با تجزيهء صورت ذهنى « كوه سنگى » و « سنگ طلا » به مادّه و صورت ، مادّهء سنگ طلا را با صورت كوه سنگى ، تركيب كرده و بهوسيلهء اين تركيب مفهوم اعتبارى « كوه طلا » را بهوجود مىآورد .
* مقدمه دوم : همانگونه كه ذهن قدرت تجزيهء صورت ذهنى به ماده و صورت دارد و سپس با تركيب مادهاى با صورتى ديگر مفهوم اعتبارى جديدى مىآفريند ، با تجزيهء صورت ذهنى به صفت و ذات يا عارض و معروض سپس اسناد صفت يك ذات به ذاتى ديگر و تركيب آن دو با يكديگر به ابداع مفهوم جديد مىپردازد . مثلًا وقتى گفته مىشود : « اين بيان ، روان است » يا « آن مطلب ، روشن » است . در اينجا وصف « روانى » نسبت به « بيان » و « روشنى » نسبت به « مطلب » داده شده و بدين وسيله يك تركيب اعتبارى جديد بهوجود آمده است . ذهن « آب روان » را مىشناسد و تصويرى از « روانى آب » در ذهن دارد و نيز « روشنايى خورشيد » را مىشناسد و تصويرى از آن نزد خود دارد ، ذهن هر يك از اين دو تصوير مركب را تجزيه مىكند و روانى را از آب و روشنى را از خورشيد تجزيه مىكند سپس وصف « روانى » را به ذاتى ديگر كه « بيان » است و وصف « روشنى » را به ذاتى ديگر كه « مطلب » است نسبت مىدهد و در نتيجه اين تركيب دو مفهوم جديد بهدست مىآيد يكى « بيان روان » و ديگرى « مطلب روشن » . اين نوع تجزيه و تركيب در ميان افراد بشر به فراوانى انجام مىگيرد و مبناى بسيارى از اسنادهاى مجازى همين نوع تجزيه و تركيب است .