تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
انسان در مرحله‌اى پيشرفته‌تر از زندگى ، دامنهء نياز به تفهيم و تفاهم را از قانون تكوينى نخستين « قانون بازتاب طبيعى » و نيز قانون « بازتاب شرطى اوّل » فراتر و فراخ‌تر يافت ؛ لذا در انديشه برآمد تا با به‌كارگيرى قانون تكوينى ديگرى كه از آن به « قانون بازتاب شرطى دوم » تعبير مىكنيم با استفاده از عنصر « اقتران اكيد و راسخ » بين عامل طبيعى و شيئ ديگر بازتاب ذهنى مربوط به عامل طبيعى را به عامل مقارن و مشروط به آن منتقل كند . در اين مرحله انسان تلاش كرد تا با ايجاد اقتران راسخ و مستحكم ميان يك شيئ كه احساس به آن موجب تصوّر « بازتاب‌طبيعى » آن مىشد با شيئ ديگر موجب شود تا از احساس شيئدوم نيز صورت همان شيئ اوّل در ذهن به‌وجود آيد و بدين ترتيب ، اثر تكوينى و طبيعى شيئ - كه پيدايش صورت آن در ذهن در نتيجهء احساس به آن باشد - بر شيئ ديگرى كه به آن مقرون و مشروط شده است بار شد . تبيين حقيقت وضع پس از اين مقدّمه ، به اصل مطلب - كه تبيين حقيقت وضع است - مىپردازيم : انسان در مرحلهء گسترش نياز به تفهيم و تفاهم توانست با استفاده از قانون بازتاب‌شرطىدوم از الفاظ و رموز در راه رساندن مقاصد خود به مخاطبان استفاده كند . رموز و الفاظ تشابهى با معناى مورد دلالت نداشتند ؛ لكن ، با استفاده ازقانون بازتاب‌شرطىدوم به‌وسيلهء ايجاد اقترانى مستحكم بين واقع معنا با لفظ يا رمز ، همان اثرى كه بر اثر احساس به خود معنا در ذهن به‌وجود مىآمد ( يعنى تصوّر معنا ) بر اثر احساس به لفظ يا رمز به‌وجود آمد و از اين طريق ، وضع و دلالت لفظ بر معنا پديدار شد . اقتران مستحكم لفظ و معنا : * گاه به‌وسيلهء عاملى كمّى به‌وجود مىآيد ؛ يعنى در نتيجه كثرت تكرار اقتران بين لفظ و معنا تقارن مستحكم بين آن دو به‌وجود مىآيد ؛ در اين‌صورت وضع را وضع تعينى مىناميم ؛ * و گاه به‌وسيلهء عامل كيفى به‌وجود مىآيد يعنى در شرايط ويژه‌اى از نظر احوال و خصوصيات تقارنى مستحكم بين لفظ و معنا به‌وجود مىآيد كه در نتيجهء آن ، بين لفظ و معنا رابطه‌اى مستحكم در ذهن به‌وجود مىآيد ؛ كه از احساس به لفظ تصوّر معنا در ذهن پديد مىآيد ، كه در اين صورت ، وضع را وضع تعيينى مىناميم . پس در وضع تعينى ، اقتران‌اكيد بين لفظ و معنا بر مبناى عامل كمّى است و در وضع تعيينى ، اقتران‌اكيد بين لفظ و معنا بر مبناى عامل كيفى است .
اصول فقه نوين ( فارسى ) — صفحة 141 | الشيخ محسن الأراكي