* [ 4 ] : مسلك رابطه تكوينى بين لفظ و معنا ( نظريه قرناكيد ) :
اين مسلك ، مختار سيدنا الاستاذ شهيد صدر ( رحمه الله ) است . اين مسلك ، بر مقدمهاى توقّف دارد كه در ذيل به توضيح آن مىپردازيم :
انتقال معانى و مفاهيم به ذهن انسان بر مبناى سه قانون تكوينى شكل مىگيرد كه قانون نخستين از قوانين مذكور اصلى است و دو قانون ديگر تبعى و فرعىاند .
1 . قانون تكوينى اصلى :
قانون تكوينى اصلى عبارت است از سببيت احساس به واقعيت شيئى براى تصوّر آن شيئ . اين قانون تكوينى ، بنياد و شالودهء اصلى انتقال معانى به ذهن انسان است . از سبب در اينجا به « عامل » و از مسبّب به « پاسخ » يا « بازتاب » تعبير مىشود .
از آنچه بر مبناى اين قانون تكوينى اصلى عامل پيدايش صورت يك معنا در ذهن آدمى مىشود « عامل طبيعى » تعبيرمىشود و ازآنچه در نتيجه اين عامل بهوجود مىآيد پاسخ طبيعى يا بازتابطبيعى تعبير مىشود .
2 . قانون تكوينى فرعى اوّل :
اين قانون ، نتيجهء قانون تكوينى نخستين است و چون نتيجهء آن است ؛ از آن به فرعى تعبير مىكنيم و چون قانون فرعى ديگر وجود دارد كه در مرحلهء بعد بهوجود مىآيد از اين قانون فرعى به فرعى اوّل و از آن ديگر به فرعىدوم تعبير مىكنيم .
انسان در ابتداى تفهيم و تفاهم با همنوع خود از قانون تكوينى نخستين بهره جسته و لذا در آغاز براى رساندن يك معنا به مخاطب خويش ، ناگزير بود مصداق خارجى آن معنا را به او نشان دهد تا با احساس به آن ، صورت آن را دريافت كند . لكن ، به تدريج و در نتيجهء گسترش نياز به تفهيم و تفاهم ، قانون نخستين كه مىتوان از آن به قانون « بازتاب طبيعى » نيز تعبير كرد از پوششدهى به همهء نيازهاى انسان به تفهيم و تفاهم بازماند ، لذا